تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
ملك كامل كه خبر ورود ملك اشرف را شنيد انديشه‌اى را كه داشت به كار نبست زيرا مىدانست كه اين شهر بسيار استوار مستحكم است و در آن جا كسانى هستند كه در برابر وى ايستادگى خواهند كرد و شهر را نگاه خواهند داشت . ملك اشرف براى او پيام فرستاد و به دلجوئى از او پرداخت و به دو خبر داد كه به دمشق نيامده مگر براى فرمانبردارى از او و همآهنگى با انديشه‌ها و خواست‌هاى او و همدستى با او براى جلوگيرى از تاخت و تاز فرنگيان در شهرها . ملك كامل در پاسخ گفت : « من نيز بدين شهرها نيامدم مگر به خاطر فرنگيان . زيرا در اين شهرها كسى نبود كه از دست درازى ايشان جلوگيرى كند . آنها صيدا و قسمتى از قيساريه را تعمير كردند و كسى مانع كارشان نشد . تو مىدانى كه عموى ما ، صلاح الدين ايوبى ، بيت المقدس را گشود و با اين پيروزى كارى كرد كه در طى قرن‌ها و گذشت روزگاران مردم از ما به نيكى ياد كنند . اينك اگر فرنگيان آن را بگيرند و ما نتوانيم آن را نگاه داريم ، اين شكست مايهء بدگوئىهائى دربارهء ما خواهد شد كه مخالف ذكر خيرى است كه عموى ما وسيله‌اش را براى ما فراهم آورد . آن وقت در پيش خداى بزرگ و بندگان خدا ديگر چه آبروئى براى ما باقى خواهد ماند ؟ بعد هم فرنگيان به آنچه گرفته‌اند قانع نخواهند ماند و دست طمع به سوى شهرهاى ديگر دراز خواهند كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت