تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
داود شاه خواست او را عملى كرد و همراه لشكرى كه فراهم آورده بود پيش او رفت . كيقباد ، همين كه داود شاه به حضورش رسيد ، او را دستگير كرد و شهر ارزنگان را از او گرفت . داود شاه دژى داشت كه از بلندترين دژها به شمار مىرفت و كماخ نام داشت . نگهبان اين دژ از گماشتگان داود شاه بود . كيقباد ، فرمانرواى روم ، لشكرى را بدان دژ فرستاد تا آن را محاصره كنند و بگيرند . ولى اين لشكر نتوانست بدان دژ نزديك شود زيرا بسيار بلند و بزرگ بود و ساكنانش نيز از آن به خوبى دفاع مىكردند . بنابر اين كيقباد داود شاه را تهديد كرد كه اگر دژ كماخ را تسليم نكند زيان خواهد ديد . داود شاه نيز به نماينده‌اى كه در آن دژ داشت پيام فرستاد و ازو خواست كه قلعه را تسليم كند . نمايندهء او هم قلعه را به كيقباد تسليم كرد . كيقباد پس از اين پيروزى بر آن شد كه به ارزن الروم رود تا آن جا را بگيرد . فرمانرواى ارزن الروم پسر عموى وى ، طغرل شاه بن قلج ارسلان ، بود . طغرل شاه همين كه خبر حركت كيقباد را شنيد ، دست توسل به دامن امير حسام الدين على حاجب ، نمايندهء ملك اشرف در خلاط ، زد و از او كمك خواست و آمادگى خويش را براى فرمانبردارى از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت