را در گور نهند و سر گور بر او راست كنند . تا در خبر آمده است كه ، رسول - عليه السلام - گفت كه : در گور ، حفيف نعل آنان كه از جنازهء او باز مىگردند بشنود ، و آن كس كه دست بر خاك او نهد براى زيارت ، چون دست بر هم زند و بيفشاند بشنود . و از اين جاست كه در شرع هست كه اولى الناس بالميت چون سر گور راست كنند ، باز پس ايستد و تلقين او با سر گيرد به آواز بلند اگر ممكن ( 1 ) باشد براى آن كه به نوبت دويم او بشنود . و حديث فاطمهء اسد - رضى اللَّه عنها - و آن كه رسول - عليه السلام - او را به دست خود دفن كرد ، از آن كه بر او حق تربيت مادرى داشت ، و رسول را او پرورده بود . چون او را در لحد نهاد و سر گور است كرد و بر سر گور بنشست ، كالمصغى الى احد ، چون كسى كه گوش به كلام كسى دارد ، آنگه 0 گفت :
ابنك ابنك ابنك .
صحابه پرسيدند كه : اين چه بود كه گفتى ( 2 ) ؟ گفت :
بدانى كه در اين حال كه خاك بر او راست كردند ، خداى تعالى او را زنده كرد و فريشتگان سؤال آمدند و او را از خداى بپرسيدند [ 129 - ر ] ، جواب بصواب داد . و از رسول بپرسيدند ، جواب بصواب داد . چون از امامش بپرسيدند ، فرو ماند ، منش تلقين كردم و گفتم : پسر تو است ، سه بار . و اخبار بسيار است بر اين ( 3 ) :
( و منها ضغطة القبر ) ، و عذاب گور و فشارش گور . آن كه رسول - عليه السلام - گفت :
القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران .
اين جمله آنگه مصور ( 4 ) بود كه مرده در گور زنده باشد ، چه اگر مرده باشد ، اين معنى در حق او عبث بود و بىفايدت .
و در كلام محذوفى است و آن اين است :
فاجيبوا ان لا سبيل الى ذلك ، و هذا - العذاب و الخلود في النار
، * ( بِأَنَّه إِذا دُعِيَ اللَّه وَحْدَه كَفَرْتُمْ ، ) * تا كلام به معنى متسق شود ، جواب دهند ايشان را كه رجوع با دنيا نخواهند ( 5 ) بودند ، آنگه * ( ذلِكُمْ ، ) * اشارت كرد به عذاب دوزخ كه در او باشند ( 6 ) .
* ( ذلِكُمْ بِأَنَّه إِذا دُعِيَ اللَّه وَحْدَه كَفَرْتُمْ ، ) * اين ، براى آن است كه ، چون شما را با عبادت يك خداى خواندند ، و چون مسلمانان يك خداى را پرستيدند ، شما كافر
هامش
( 1 ) . آج ، لا : متمكن .
( 2 ) . ما : گفتيد .
( 3 ) . گا ، آد : در اين معنى .
( 4 ) . ما : متصور .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : اين رجوع با دنيا نخواهد بودن .
( 6 ) . ما ، گا ، لا ، افزوده : گفت .