قتاده گفت : هدهد بيامد و او بر سرير ملك بود ( 1 ) و وزرا و قوّاد و حجّاب ( 2 ) ، و بر بالاى سر ايشان پرواز مىكرد نامه در منقار گرفته ، تا آنگه كه او بر نگريد ( 3 ) نامه در كنار او افگند .
ابن زيد گفت و وهب منبّه : سوراخى بود كه آفتاب از آن جا در كوشك افتادى چون بر آمدى ، و بلقيس آفتاب پرست بود ، چون ( 4 ) آفتاب بديدى كه بر آمدى ( 5 ) سجده كردى آفتاب را .
هدهد بيامد و بر آن سوراخ بنشست و پرها فراخ كرد و سوراخ چنان بگرفت كه آفتاب در آن جا نيوفتاد ( 6 ) . آفتاب دير مى بر آمد ( 7 ) ، او بر نگريد مرغكى را ديد آفتاب بگرفته ، و خويشتن حجاب آفتاب كرده ، و نامهاى در منقار گرفته . از آن حال به شگفت بماند . هدهد بيامد و نامه بر او انداخت .
بلقيس نامه برداشت و - خواننده و نويسنده ( 8 ) بود و تازى زبان ، به مهر نامه فرو نگريست ( 9 ) نام سليمان ديد ، بدانست كه نامهء پادشاى ( 10 ) است ، و دانست ( 11 ) كه ملك او عظيمتر از ملك اوست ، چه آن را كه مرغ مسخر او باشد تا او را رسولى كند ، او پادشايى ( 12 ) عظيم باشد .
هدهد نامه بينداخت و به جانبى رفت و بنشست و مىنگريد . او برخاست و بيامد و بر سرير ملك نشست ( 13 ) ، و كس فرستاد و اعيان و وجوه لشكر را بخواند - و ايشان دوازده هزار مرد بودند زير فرمان هر يكى هزار مرد مقاتل .
قتاده گفت و مقاتل و ثمالى : اهل مشورت او سيصد و سيزده مرد ( 14 ) بودند ، هر
هامش
( 1 ) . كا : او بلقيس را بر سرير ملك ديد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل پيرامن او .
( 3 ) . آل : در نگريد .
( 4 ) . كا بدان سوراخ .
( 5 ) . كا : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : بر آمده است .
( 6 ) . كا : نمىتابيد ، ديگر نسخه بدلها : نيفتاد .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، مش ، كا : چون آفتاب دير بر مىآمد .
( 8 ) . كا : نبيسنده .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : فرو نگريد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : پادشاهى .
( 11 ) . مش : ندانست .
( 12 ) . آل : پادشاه ، آط ، آب ، آج ، آل ، مش ، كا : پادشاهى .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : بنشست .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : كس .