بخوان و حسن و حسين را . او برفت و ايشان را بخواند ، و ايشان با رسول - عليه السّلام - از آن طعام بخوردند . و رسول [ 257 - ر ] - عليه السّلام - بر سر گليمى خيبرى نشسته بود ، آن گليم بر گرفت و بر ايشان افگند و دست برداشت و گفت :
اللَّهمّ انّ لكلّ نبىّ اهل بيت و هؤلاء اهل بيتي فأذهب الرّجس عنهم و طهّرهم تطهيرا
، بار خدايا هر پيغامبرى را اهل ( 1 ) بيتى بودهاند ، و اينان اهل البيت منند [ رجس از ايشان ببر و پاك كن ايشان را پاك كردنى . در حال جبرئيل آمد و اين آيت آورد ] ( 2 ) * ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) * .
امّ سلمه گفت ، من گفتم : يا رسول اللَّه ! من نيز » با شما ام ؟ گفت :
انّك على خير
، تو بر خيرى و لكن اهل البيت من اينانند .
عوّام بن حوشب روايت كرد از پسر عمّش مجمّع بن الحارث بن تميم ( 4 ) ، گفت :
در نزديك عايشه ( 5 ) شدم و گفتم : يا امّاه ! چرا روز جمل بيرون آمدى از خانه و فرمان خداى كار نبستى في قوله : * ( وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ ) * - الاية ؟ گفت : آن قدرى بود از خداى و برفت . آنگه گفتم : چه گويى در على ؟ گفت : تسألني عن احبّ النّاس ( 6 ) الى رسول اللَّه ؟ گفت : از كسى مىپرسى مرا كه رسول خدا از او دوستتر ( 7 ) كس را نداشت .
من ديدم رسول خداى را جامهاى ( 8 ) گرداينان در گرفته و مىگفت :
اللَّهمّ هؤلاء اهل بيتي و حامّتي فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا
، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ) * - الاية . من گفتم : يا رسول اللَّه ! من از اهل تو هستم ؟ گفت :
تنحّى فانّك على خير
، دور باش كه تو با خيرى ، و لكن اهل البيت من اينانند .
ابن ابي مليكه روايت كرد از اسماعيل عبد اللَّه ( 9 ) جعفر طيّار از پدرش كه او
هامش
( 1 ) . لب و .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : هم .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : ميمر ، مش : ميمون .
( 5 ) . اساس رضى اللَّه عنها .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش كان .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب : دوستر .
( 8 ) . مش در .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ابن .