گفت سليمان بنگرم اى ( 1 ) راست گفتى تو يا هستى از دروغزنان .
ببرنامهء من اين ، پس بانداز بديشان ( 2 ) پس برگرد از ايشان و بنگر تا چه جواب دهند .
گفت اى مهتران و سروران لشكر بدرستى كه افگندند به من نامهء بزرگوار ( 3 ) .
كه او از سليمان است ، و بدرستى كه ابتداى نامه به نام خداى مهربان بخشاينده است .
كه مكنيد بزرگى و گردن كشى بر من ، و به من آييد مسلمانان ( 4 ) .
گفت بلقيس : اى مهتران اشارت ( 5 ) كنيد مرا در كار من ، نبودم من برنده و قطع كننده كارى را تا آنگاه كه شما حاضر باشيد .
[ 166 . ر ]
گفتند ما خداوندان نيروايم ( 6 ) و خداوندان جنگ ( 7 ) سخت و فرمان كار تو راست با تو گذاشته است ( 8 ) ، بنگر تا چه چيز مىفرمايى .
گفت بلقيس كه : پادشاهان چون در شوند به شهرى ، تباه كنند آن را و كنند عزيزان اهل آن شهر را خواران ، و همچنين كنند پادشاهان .
و بدرستى كه من فرستندهام سوى ايشان هديهاى ، پس بنگرم به چه باز گردند ( 9 ) فرستادگان .
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، آل : تا .
( 2 ) . آط ، آج ، آل : بينداز به ايشان .
( 3 ) . آط ، آج ، لب ، آل : با كرامت .
( 4 ) . آط ، آج ، آل : گردن نهاده .
( 5 ) . آط ، آب ، آج ، مش : فتوى .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، آل : قوتيم .
( 7 ) . آط ، مش : شجاعت .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : عبارت « با تو گذاشته است » را ندارد .
( 9 ) . آط ، آج : باز آرند ، آب : باز مىگردند .