رحمت خود در بندگان خويش پارساان ( 1 ) .
[ 165 . ر ]
و ، باز جست مرغان ( 2 ) را گفت چه بود كه نمىبينم پوپو ( 3 ) را يا هست از غايب شوندگان ؟
عذاب كنم او را عذاب كردنى سخت يا بكشم او را ، يا آرد به من حجّتى هويدا .
پس درنگ كرد نه بسى دور ، پس پوپو گفت : مىدانم آنچه نمىدانى تو ، و آوردم ( 4 ) تو را از شهر سبا خبرى يقين .
بدرستى كه من يافتم زنى را نامش بلقيس كه پادشاه است بر اهل سبا ، و بدادهاند او را از همه چيزى ، و او را تختى ( 5 ) است بزرگ .
يافتم او را و گروه او را سجده مىكردند آفتاب را از فرود خداى تعالى ، و بياراست ايشان را ديو كردار ايشان ، پس برگردانيد ايشانرا از راه ، پس ايشان را راست نمىروند .
[ 165 . پ ] ( 6 )
سجده نمىكنند خداى را - عزّ و جلّ - آن كه بيرون آورد نهانى در آسمانها و زمين و داند آنچه پنهان مىداريد و آنچه آشكارا مىكنيد ( 7 ) .
خداى نيست خداى مگر او خداوند ( 8 ) عرش بزرگ .
هامش
( 1 ) . پارسان / پارسايان .
( 2 ) . آط ، آج ، آل : و بجست مرغ ، آب ، مش : بجست سليمان مرغ .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، آل ، مش : هد هد .
( 4 ) . آج ، مش : آمدم .
( 5 ) . آط ، آج ، آل : سريرى .
( 6 ) . اساس : ما يخفون و ما يعلنون ، با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : آنچه پنهان مىدارند و آنچه آشكارا مىكنند ، كه با ضبط آيه در نسخهء اساس مناسبت دارد .
( 8 ) . آط ، آل : جز او خداى .