را بچشانيم رحمتى به آن خرّم ( 1 ) شوند از تندرستى و دست فراخى و كامروايى و كار روانى . * ( وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ ) * ، و اگر رنجى و بلايى و نكبتى رسد به ايشان به آنچه كرده باشند و مستحقّ آن شده . * ( إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ ) * ، كه تو نگه كنى ايشان نوميد شده باشند از من و ( 2 ) رحمت من .
* ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * ، نمىبينند ، يعنى نمىدانند كه خداى تعالى روزى بگستراند آن ( 3 ) را كه خواهد . * ( وَيَقْدِرُ ) * ( 4 ) * ( ) * ، اى يقتر و يضيّق ، و تنگ گرداند و سخت بر آن كه او خواهد به حسب مصلحت ايشان . * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * ، در اين آياتى هست و دلايلى ( 5 ) گروهى را كه ايمان آرند ، و براى آن تخصيص كرد مؤمنان را [ 216 - پ ] كه منتفع ايشان باشند از آن جا كه نظر و انديشه ايشان كنند .
* ( فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) * ، آنگه گفت : بده يا محمّد - خطاب با او و مراد او و امّت - خويشان و نزديكان را حقّشان بده ، و نيز درويش ( 6 ) را حقّ او به او ده . * ( وَابْنَ السَّبِيلِ ) * ، و رهگذرى را ، و اين شامل بود زكات و صدقات و نفقات و وجوه برّ و احسان و صلهء ( 7 ) رحم را بر همه وجه . * ( ذلِكَ خَيْرٌ ) * ، آنگه گفت : اين دادن بهتر باشد آنان را كه روى خداى جويند . * ( وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ، و ايشان ظفر يافتگان باشند به مراد خود .
* ( وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً ) * ، ابن كثير خواند : [ اتيتم مقصور ، من الإتيان و هو عبارة عن الفعل ، يقال : أتيت بالأمر اذا فعلته ، و منه قول الشّاعر :
و لم يأت ما يأتي من الأمر هائبا
يعنى آنچه كنى ( 8 ) از ربا و باقى قرّاء به مدّ خواندند : ] ( 9 ) آتيتم من الإيتاء و هو الإعطاء ، و آنچه دهى ( 10 ) از ربا . * ( لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ ) * ، تا بيفزايد در مالهاى مردمان . * ( فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّه ) * ، نيفزايد نزديك خداى . مدنيان خواندند : لتربوا ، به « تا » ى
هامش
( 1 ) . آط : خورم .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : آنان .
( 4 ) . اساس : تقدر ، به قياس با ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : دلالاتى .
( 6 ) . آج ، لب : درويشان را .
( 7 ) . آج ، لب : صلت .
( 8 ) . آب ، مش : كند ، آج ، لب : مىكند ، كا : كنيد .
( 9 ) . اساس افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .
( 10 ) . آب ، آز ، كا : دهيد .