بده خداوند خويشى ( 1 ) را حقّ او ، و درويش را و راه گذرى ( 2 ) را ، آن بهتر است آنان را كه مىخواهند رضاى خداى ، و ايشانند كه ايشان رستگارانند .
و آنچه بدهند از ربوا ( 3 ) كه افزون شود در خواستههاى ( 4 ) مردمان نه سود و زيادت ( 5 ) نزديك خداى و آنچه بدهند ( 6 ) از زكات ، مىخواهيد بدان خشنودى خداى - عزّ و جلّ - پس ايشانند كه افزون كرده باشند مال اندر دنيا .
خداى - عزّ و علا - آن است كه بيافريد شما را ، پس روزى داد شما را ، پس بميرانيد ( 7 ) شما را ، پس زنده گردانيد ( 8 ) شما را ، هيچ هست از بتان كه شما آن را همباز مىآريد با خداى كسى كه بكند از اينها كه بر شمرد از چيزى ؟ پاكا ( 9 ) او و برتر و بزرگترا ( 10 ) از آنچه همباز ( 11 ) مىگويند او را .
آشكارا شد فساد و تباهى در بيابان و خشكى و دريا بدانچه كسب كردند از فعل بد دستهاى مردمان ، تا بچشانيم ( 12 ) ايشان را برخى از آنچه كردند
هامش
( 1 ) . آط ، آج : بده خويش ، لب : بده خويشتن ، آب ، مش : بده خداوند قرابت .
( 2 ) . آط ، آج ، لب ، مش : رهگذرى .
( 3 ) . آب ، مش : ربا .
( 4 ) . آب ، مش : تا ببالد در مالهاى .
( 5 ) . آب ، مش : مردمان پس نمىبالد .
( 6 ) . آب : دادند ، مش : داديد .
( 8 - 7 ) . اين دو كلمه در اساس بدون نقطهء « يا » و به صورت « بميرانند » و « گردانند » ضبط شده و بنابر اين ظاهرا « بميرانند » و « گردانند » هم خوانده مىشود ، امّا به اعتبار محقّق الوقوع بودن براى ترجمهء فعل مضارع ما ضبط « بميرانيد » و « گردانيد » را اختيار كرديم ، آط ، آج ، لب : بميراند و زنده كند .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : منزّه است ، آب ، مش : پاك و منزّه است .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : متعالى است .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : انباز .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بچشاند .