و جواب ديگر از آن ( 1 ) آن است كه : اوّل كه بينداخت مارى بود خرد ( 2 ) و سبكرو ( 3 ) ، آنگه بتدريج بزرگ مىشد تا كه اژدهاى ( 4 ) شد .
و جواب سيم آن است كه : ممتنع نبود كه در خفّت و سرعت سير با مار ماند ، و در عظم خلق و هول منظر با اژدها ماند جامع بود اين دو وصف ( 5 ) را ، چنان كه حقّ تعالى گفت : قَوارِيرَا ( 6 ) مِنْ فِضَّةٍ ( 7 ) ، آبگينهاى از سيم ( 8 ) ، و آبگينه از سيم نباشد ، يعنى في صفاء ( 9 ) القوارير و رقتها ( 10 ) ، و في بياض الفضة و قوتها . * ( وَلَّى مُدْبِراً ، ) * نصب آن بر حال است . * ( وَلَمْ يُعَقِّبْ ، ) * اى و لم يرجع على عقبه ، و باز پس نيامد .
قتاده گفت : و لم يلتفت ، باز پس ( 11 ) ننگريست . خداى تعالى گفت : * ( لا تَخَفْ ، ) * مترس كه پيغامبران بنزديك من نترسند ، و ترس موسى - عليه السّلام - نه از شكّ بود ، از طباع ( 12 ) بشريّت بود ، و هول منظر آن كار و غرابت آن ( 13 ) .
* ( إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ، ) * إلَّا آن كه ظلم كرده بود . علما در اين استثنا خلاف كردند . حسن و ابن جريج گفتند : استثناى متّصل است ، و مراد به اين ظالم موسى است - عليه السّلام - و ظلم او قتل قبطى بود و آن كه او معترف شد به آن كه : بِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ( 14 ) اين ظلم را تفسير كردهايم - و در جاى خود مستقصى تر ( 15 ) گفته شود . * ( ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ ، ) * پس نيكويى بدل كند به بدى ( 16 ) ، يعنى توبه كند چنان كه موسى - عليه السّلام - كرد از قتل قبطى ، و اين وجهى است كه جز متأول نتوان گفتن ، چه هم ظلم و هم توبه را در حقّ پيغامبران - عليهم السّلام - تأويل بايد ، و بر اين وجه در كلام محذوفى باشد ، و هو من ظلم ( 17 ) منهم ثم بدل حسنا بعد سوء . * ( فَإِنِّي ، ) * براى اين « فا »
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : از او .
( 2 ) . لب ، مش : خورد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : سبك .
( 4 ) . آط : ازدها .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : صفت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : قواريرا .
( 7 ) . سورهء انسان ( 76 ) آيهء 16 .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : عبارت « آبگينهاى از سيم » را ندارد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : صفة .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل : رقبها ، چاپ شعرانى : بريقها .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب : با او .
( 12 ) . آب ، آز : طبايع .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : غوايت او .
( 14 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 44 .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : مستقصاتر .
( 16 ) . آط ، آج ، لب : پس بدى .
( 17 ) . آز ، مش : اظلم .