- عليه السّلام - گفت : بيفگن عصات . پس از اين در كلام محذوفى هست ، و آن اين است : فالقيها فصارت حية ، موسى - عليه السّلام - عصا بينداخت مارى گشت . اگر گويند چه ( 1 ) حكمت بود در آن جايگاه ( 2 ) عصاى موسى مار كردن ( 3 ) ، و اين ( 4 ) جا موسى دعوت نمىكرد و كس حاضر نبود كه آن معجز ( 5 ) بديدى ؟ گوييم جواب از اين آن است كه : موسى - عليه السّلام - كلامى شنيد از جمادى ، قطع كرد كه آن كلام آدميان نيست ، امّا روا داشت كه كلام بعضى فريشتگان يا جنّيان است ، نتوانست دانستن ( 6 ) كه آن كلام خداى است ( 7 ) تعالى . اين علم ، معجز با آن مقرون كرد تا معلوم شد كه اين كلام ، كلام آن ( 8 ) است كه اين ( 9 ) فعل خارق عادت فعل اوست .
جوابى ديگر اين گفتند كه : خداى خواست تا موسى - عليه السّلام - مستأنس شود به آن تا چون پيش فرعون اين معجز نمايد او را خبر ( 10 ) باشد از آن و خايف نشود از آن .
* ( فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ ، ) * چون موسى - عليه السّلام - عصا ديد كه مارى شده بود ، مهين ( 11 ) و متحرّك و به نشاط مىتاخت ، * ( وَلَّى مُدْبِراً ، ) * پشت بر كرد و بگريخت از آن .
اگر گويند در اين آيت گفت : * ( كَأَنَّها جَانٌّ ، ) * و « جانّ » مارى باشد ( 12 ) كوچك و سبكرو باشد [ 163 - پ ] ، و در دگر آيت گفت : فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ ( 13 ) ، اژدهاى شد ظاهر ، و اين مناقضه بود كه عصا در يك حال هم مارى كوچك شود هم اژدهاى عظيم ، گوييم از اين چند جواب است :
يكى آن كه اين دو وصف در يك حال نبود ، بل در دو حال بود : حالة قلبها حية ، و اين حالت اوّل بود . و حالت ديگر كه پيش فرعون بود و حالت معارضهء سحره در آن حالها ثعبان بود ، و قرآن به آن ناطق است . و ممتنع نبود كه عصا در دو حال به صفت مار و اژدها گردد .
هامش
( 1 ) . اساس : چى / چه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : در آن كه .
( 3 ) . آج ، لب : در آن كه موسى عصا مار كرد .
( 9 - 4 ) . همهء نسخه بدلها : آن .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : معجزه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : دانست .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها خداى .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : نمايد با خبر .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : مهتزّ .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 13 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 107 ، سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 32 .