نيرو ( 1 ) و مردى و بشورانيدند ( 2 ) زمين را و عمارت كردند آن را بيشتر از آنچه عمارت كردند آن را ، و آورد ( 3 ) بديشان پيغامبران ايشان ( 4 ) حجّتها ، نبود ( 5 ) خداى تا ستم كند بر ايشان ، و لكن بودند بر تنهاى خويش ستم كردند .
پس بود سرنجام ( 6 ) آنان كه كردند بدى آن كه به دروغ داشتند به نشانههاى خداى ، و بودند بر آن افسوس مىداشتند ( 7 ) .
خداى تعالى اوّل بيافريند ( 8 ) خلق را ، پس باز گرداند ( 9 ) ، پس سوى او باز گرداند [ شما را ] ( 10 ) .
و آن روز كه برخيزد قيامت نوميد شوند جرمكاران [ 207 - پ ] .
و نباشد ( 11 ) ايشان را از همبازان ( 12 ) ايشان شفاعت كنندگان ، و باشند به همبازان ايشان ( 13 ) كافران .
و آن روز كه برخيزد رستخيز آن روز پراگنده شوند .
امّا آنان كه ايمان آوردند و كردند نيكيها ، ايشان در مرغزار بهشت شاد مىشوند ( 14 ) .
و امّا آنان كه كافر شدند و به دروغ داشتند به نشانههاى ما ( 15 ) و فرا رسيدن آن جهان ، ايشان در عذاب حاضر كردگان ( 16 ) باشند .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : به توت ، آب ، مش : از روى قوّت .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : بسپردند .
( 3 ) . آط : آمدند ، آب ، آج ، لب : آمد .
( 4 ) . آط ، آج ، لب ، مش به .
( 5 ) . آب ، مش : پس نيست ، آج ، لب : پس نبود .
( 6 ) . سرنجام / سر انجام ، مش : عاقبت .
( 7 ) . آج ، لب : و بودند كه به آن استهزا مىكردند ، آب ، مش : و بودند به آن مسخرگى كننده .
( 8 ) . آب ، مش : ابتدا مىكند .
( 9 ) . آط : باز آرند .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 11 ) . آط ، آج ، لب مر .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : انبازان ، آب ، مش : شريكان .
( 13 ) . آط ، آج ، لب : انبازان خود ، آب : شريكان خود .
( 14 ) . آط : در مرغزارى باشند شادان .
( 15 ) . آط ، آج ، لب : آيات ما ، آب ، مش : آيتهاى ما را .
( 16 ) . آط ، آج ، لب : حاضر كرده ، آب ، مش : ايشان را در عذاب حاضر كنند .