باشد . * ( وَاسْتَوى ) * ، راست شد ، يعنى به چهل سال ( 1 ) رسيد . عبد اللَّه عبّاس گفت :
« اشدّ » ، سى و سه سال ( 2 ) باشد ، و « استوى » چهل سال باشد ، و آن عمر ( 3 ) كه خداى به او ( 4 ) عذر ( 5 ) انگيزد شست ( 6 ) سال باشد ، آنگه به خوارتر عمر كشد ( 7 ) ، أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيه مَنْ تَذَكَّرَ ( 8 ) .
در واحد « اشدّ » خلاف كردند . بعضى گفتند : « اشدّ » ، جمع شدّ ( 9 ) باشد ، كفلس و افلس ، و بعضى دگر گفتند : جمع شدّ باشد ، كودّ و اودّ ، يقال : هم اودّي و هو ودّي ( 10 ) . و گفتند : جمع شدّة باشد ، كنعمة و انعم . بعضى دگر گفتند : جمعى است كه آن را واحد نباشد . * ( وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ) * ( 11 ) * ( ) * و همچنين پاداشت ( 12 ) دهيم نيكو كاران را كه موسى را داديم .
* ( وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ ) * ، سدّى گفت : مدينه منيف بود از زمين مصر . مقاتل گفت :
دهى ( 13 ) بود كه آن را حانين ( 14 ) گفتند بر دو فرسنگى مصر . خداى تعالى گفت : موسى - عليه السّلام - در اين مدينه رفت . * ( عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها ) * ، در وقت غفلت اهلش .
محمّد بن كعب گفت : ميان نماز شام و خفتن بود . دگر مفسّران [ 176 - پ ] گفتند : گرمگاه بود وقت قيلوله .
و خلاف كردند كه موسى - عليه السّلام - چرا به آن مدينه رفته بود ( 15 ) . سدّى گفت :
موسى - عليه السّلام - چون بزرگ شد ، همچنان ( 16 ) پوشيدى كه فرعون ، و بر مركبان خاصّ
هامش
( 2 - 1 ) . كا : سالگى .
( 3 ) . آز : عمرى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : خداى تعالى به آن .
( 5 ) . اساس : وعده ، با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : شصت .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها عبارت « آنگه به خوارتر عمر كشد » را ندارد .
( 8 ) . سورهء فاطر ( 35 ) آيهء 37 .
( 9 ) . اساس : شديد ، با توجّه به لغت و ضبط نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 10 ) . آط ، آب ، آز ، مش : اودى ، آج ، لب ، آل : ندارد .
( 11 ) . كا مراد به حكم و علم نبوت است يعنى ما او را نبوت داديم .
( 12 ) . آب ، آز : پاداش ، كا : پاداشى .
( 13 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش ، كا : ديهى .
( 14 ) . كا : خانين .
( 15 ) . آب ، آز ، مش : رفت .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها جامه .