روا باشد كه ولادت از كافران و كافرات باشد ( 1 ) .
گفت خواهرش : ره نمايم شما را بر خاندانى كه ( 2 ) تكفّل كنند و بر او مشفق باشند و او را ناصح باشند . گفتند : كيست ؟ گفت : زنى است كه فرزند او را كشتهاند . و « نصح » ، اخلاص عمل باشد از آن كه به فسادى آلوده شود ، و نقيض او « غشّ » باشد . گفتند ( 3 ) : بيار اين زن را تا بنگريم .
او برفت و مادر موسى را خبر داد از احوال موسى و آنچه ديده بود . او بيامد ، راست كه كودك ( 4 ) بوى مادر بشنيد و مادر را از دور بديد ، بجست و در او آويخت و پستان بستد و شير باز خورد ، و ذلك ( 5 ) قوله : * ( فَرَدَدْناه إِلى أُمِّه كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَلا تَحْزَنَ ) * ، گفت : او را با مادر داديم تا چشمش روشن شود و اندوهناك نباشد .
* ( وَلِتَعْلَمَ ) * ، و تا بداند ( 6 ) كه ( 7 ) وعدهء خداى تعالى حقّ است و درست ( 8 ) آن وعده كه داد او را فى قوله : * ( إِنَّا رَادُّوه إِلَيْكِ ) * ( 9 ) .
* ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ، و لكن بيشتر مردمان ندانند كه وعده من حقّ است براى آن كه نظر نكرده باشند و علم حاصل نكرده باشند به آنچه بر خداى روا باشد و آنچه ( 10 ) نباشد .
سدّى و ابن جريج گفتند ، چون گفت : * ( وَهُمْ لَه ناصِحُونَ ) * ، ايشان گفتند : همانا تو اين كودك را مىشناسى ؟ گفت : نمىشناسم ( 11 ) او را ( 12 ) ، به اين آن خواستم كه ايشان ( 13 ) ملك را ناصح باشند ( 14 ) .
* ( وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه ) * ، چون موسى - عليه السّلام - به اشدّ رسيد . كلبى گفت : اشدّ ، ميان هژده ( 15 ) سال ( 16 ) باشد تا به سى سال ( 17 ) . ديگر مفسّران گفتند : اشدّ ، سى و سه سال ( 18 )
هامش
( 1 ) . چاپ شعرانى ( 8 / 442 ) موسى را .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها او را .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها روا باشد .
( 4 ) . آب ، آز : بيامد چون كودك .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : فذلك .
( 6 ) . آب * ( أَنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ ) * .
( 7 ) . آط ، آج ، لب ، آل : و لابد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 9 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 7 .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها روا .
( 11 ) . مش : مىشناسم .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش ، كا و .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : باشم .
( 15 ) . آج ، لب ، آل ، كا : هيژده .
( 18 - 17 - 16 ) . كا : سالگى .