و بديدند و اختبار كردند ، هيچ اثر ( 1 ) نديدند ، هر گه كه دست بر شكم او نهادند ، كودك با پشت ( 2 ) رفت ( 3 ) . برفتند و فرعون را گفتند : هيچ اثرى نيست [ 174 - پ ] ، و اصلى نيست اين حديث را .
چون حمل به او ( 4 ) گران شد و وقت وضع نزديك رسيد ( 5 ) ، از جملهء قابلگان كه ( 6 ) ايشان را بر اين كار گماشته بودند يكى بود كه او با مادر موسى دوستى ( 7 ) داشتى .
چون درد زادن بگرفت او را ، كس فرستاد و آن قابله را حاضر كرد و او را گفت : بدان كه حالى چنين پيش آمد ، و اين دوستى تو ( 8 ) بايد تا مرا نفعى كند به وقتى ، اگر ممكن باشد مرا يارى دهى بر اين وضع و ( 9 ) پوشيده دارى . گفت همچنين ( 10 ) كنم .
چون اين حديث بشنيد ، در دل گرفت كه فرعون را خبر دهد اگر مولود پسر باشد .
چون مادر موسى به موسى بار بنهاد . نورى از ميان چشمهاى او بتافت كه چشمهاى ايشان را مبهوت ( 11 ) كرد ، و دوستى از او ( 12 ) در دل اين قابله فتاد ( 13 ) سخت ، روى به مادر موسى كرد و او را گفت : همه عزم من آن بود كه اگر اين مولود پسر باشد ، يا بكشم او را ( 14 ) ، يا فرعون را خبر دهم . اكنون چون بديدم او را ، دوستيى از او در دل من ( 15 ) افتاد ، و اين نور روى او گواى ( 16 ) مىدهد كه ( 17 ) آن كودك است كه دشمن ماست ، و هلاك ما بر دست او باشد ، و لكن دوستى او رها نمىكند مرا كه مكروهى به او رسانم ، او را نگاه دار از فرعون و قومش .
چون قابله از سراى مادر موسى به در آمد ( 18 ) ، بعضى از عيون و جواسيس او را
هامش
( 1 ) . كا حمل .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : او ، كا مادر .
( 3 ) . لب : برفت ، مش : مىرفت و مىچسبيد چنان كه اثر آن معلوم نمىشد ، كا : رفتى .
( 4 ) . آج ، لب : با او ، آز : او به او ، مش : حمل بار .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : نزديك آمد .
( 6 ) . مش تمام .
( 7 ) . كا فرعون .
( 8 ) . مش : و به اين دوستى كه مرا با توست مى .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : بر اين و اين حديث ، آط ، آج ، لب ، آل : وضع و اين ، كا : و اين حديث .
( 10 ) . مش كه مىگويى چنان .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : متحيّر .
( 12 ) . مش : دوستى موسى ، ديگر نسخه بدلها بجز كا : دوستى او ، كا : دوستى از آن .
( 13 ) . همه نسخه بدلها : افتاد .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : اين را .
( 15 ) . مش سخت .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى .
( 17 ) . آط ، آب ، مش اين .
( 18 ) . كا : بيرون آمد .