حلال و پرستار مملوكه ، * ( فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ ) * ، ايشان عادى و متعدّى و ظالم نفس خود و متجاوز حدّ شرع باشند . و « عادى » ، در آيت زانى است .
* ( وَالَّذِينَ هُمْ لأَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ ) * ، و آنان كه امانات و عهد خود را مراعات كنند ، امانات نگه دارند تا به جاى باز رسانند در او خيانت ناكرده ، و عهدى كه با كسى كنند نگاه دارند و نقض آن نكنند و آن را خلاف نكنند . ابن كثير خواند : « لامانتهم » بر واحد ، و باقى قرّاء بر جمع . ابن كثير طلب مطابقه كرد بينها و بين العهد ، براى آن كه عهد واحد است .
* ( وَالَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ ) * ( 1 ) * ( يُحافِظُونَ ) * ، و آنان كه ايشان بر نماز ( 2 ) محافظت كنند و مراقبت اوقات او كنند و رها نكنند كه از وقت خود برود وفايت شود .
* ( أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ ) * ، ايشان باشند كه وارثان و ميراث گيران باشند .
آنكه بيان كرد به ميراث چه بردارند ، گفت : * ( الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ ) * ، گفت :
آنان كه بهشت فردوس به ميراث بردارند ، و براى آن به لفظ ميراث گفت كه از كافران باز مانده باشد - چنان كه بيان كرديم در خبرى از رسول - عليه السلام - و اقوال در فردوس گفتهايم در سورة الكهف . و قول آنان كه گفتند به لغت روم بستان باشد ، مراد نه آن است كه در قرآن لغت رومى باشد ( 3 ) ، اتّفاق باشد بين اللَّفظين ( 4 ) .
راوى خبر گفت : كه چون وحى فرو آمدى بر رسول ، بنزديك ( 5 ) او دوىّ ( 6 ) و آوازى بودى چون آواز منج انگبين . يك روز او را وحى آمد و ما مستمع و منتظر بوديم ساعتى بود دست ( 7 ) برداشت و مىگفت :
اللَّهمّ زدنا و لا تنقصنا و اكرمنا و لا تهنّا و آثرنا و لا تؤثر علينا .
آنگه گفت ده آيت بر من فرود آمد كه هر كس كه بر آن كار كند به ( 8 ) بهشت شود ، آنگه اين ده آيت از اوّل اين سورت بر ما خواند .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب ، مش : صلاتهم .
( 2 ) . مش خود .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : هست ، آب ، آز ، مش بل .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : اللَّغتين .
( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب وحى .
( 6 ) . اساس : ودى ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : داست ، با توجّه به ضبط نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : در .