معنى فاعل است .
وَ سَلامٌ عَلَيْه ، و سلام بر او باد ، آن روز كه او را بزادند و آن روز كه ( 1 ) بميرد ، و آن روز كه او را زنده كنند . و نصب حَيًّا ، بر حال است از مفعول . و گروهى گفتند :
وَ سَلامٌ عَلَيْه ، معنى آن است كه : سلامت است او را از آن عبث ( 2 ) شيطان [ در ] ( 3 ) ولادت و اغرا و اغواى او در وقت بلوغ ، و آن روز كه بميرد از هول [ 11 - پ ] مطَّلع ، و آن روز كه او را زنده كنند از اهوال قيامت و عذاب دوزخ .
حسن بصرى گفت : يك روز يحيى و عيسى به يكديگر رسيدند ، يحيى عيسى را گفت : شفيع من باش نزد خداى كه تو از من بهترى . عيسى گفت : تو از من بهترى ، براى آن كه سلام بر خود من كردم ، و سلام بر تو خداى كرد .
قوله : وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ ، و ياد كن اى محمّد در اين كتاب قرآن مريم را - و هى مريم بنت عمران بن ماثان ، إِذِ انْتَبَذَتْ ، اى اخذت نبذة ، اى ناحية ، آنگه كه با كنارهاى شد . مَكاناً شَرْقِيًّا ، جايى كه متّصل بوده است به جانب مشرق . و گفتند : جايى كه آفتاب ديمه ( 4 ) بود براى آن كه در فصل زمستان بود يقال : جلس نبذة و نبذة ، اى ناحية .
حسن بصرى گفت : ترسايان براى آن روى به مشرق كنند كه مريم مكان شرقى گرفت ، گفتند : براى آن گوشهاى گرفت كه غسل خواست كردن . عكرمه گفت :
مريم در مسجد بودى مادام تا طاهر ( 5 ) بودى ، چون حيض ( 6 ) رسيدى او را با خانهاى خالى ( 7 ) رفتى اين وقت خالى شده بود ( 8 ) گوشهاى گرفت تا غسل كند .
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً ، گفتند : پردهاى ببست ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است . مقاتل گفت : در پس كوه شد چون برهنه شد و غسل مىكرد ، نگاه كرد جبريل را ديد در صورت برناى ( 9 ) امرد نكو روى جعد موى با او در حجاب ، و ذلك قوله :
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مش او .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : از عبث .
( 3 ) . - اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب : دميده .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : طاهره .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : حايض .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : خاله .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : پاك شده بود .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : برنايى .