عوفى : مراد عفو و مغفرت است . * ( وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّه فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ ) * ، و تا ذكر خداى كنند در ايّام ( 1 ) معلوم ، يعنى عشر ذى الحجّه . اين قول حسن و قتاده است . و گفتند : ايّام معدودات ، ايّام تشريق باشد . و ابو جعفر باقر - عليه السّلام ( 2 ) - عكس اين گفت ، گفت : براى آن كه ذكر به تكبير در ايّام تشريق باشد ، و نيز لقوله تعالى : * ( عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ ) * ، و اين در ايّام تشريق باشد ، و اين قول عبد اللَّه عمر است . محمّد كعب ( 3 ) گفت : هر دو يكى است ، معلومات و معدودات . و آنان كه گفتند : ايّام معلومات ( 4 ) ، ايّام تشريق است ، گفتند : براى آن كه اندك است بر آنچه روزى كرد ايشان را از بهيمهء انعام ( 5 ) ، از چهارپايان كه آن جا كشند به هدى و اضحيّه . * ( فَكُلُوا مِنْها ) * ، بخورى از آن . مجاهد و عطا گفتند : خداى تعالى امر كرد ما را كه از هدى بخوريم جز كه اين امر ( 6 ) مندوب است ، واجب ( 7 ) نيست ، و مذهب ما همچنين است . و اصحاب ظاهر گفتند : واجب است . * ( وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) * ، و از آن جا طعام ( 8 ) دهى مرد ( 9 ) درويش را كه علامت درويشى بر او پيدا باشد . و بائس ، ذو البؤس باشد من باب لابن و تامر ، و البأس و البؤس الشّدّة . و اين براى آن گفت كه در جاهليّت چون چيزى بكشتندى براى هدى ، خانه از آن نخوردندى .
* ( ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ ) * ، آنگه بفرماى تا مناسك حج بگزارند از : احرام ، و وقوف به عرفات ، و مشعر ، و طواف ، و سعى ، و رمى الجمار ، و حلق ، اين قول عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه عمر است . و بعضى ( 10 ) گفتند : تفث ، ازالت وسخ احرام باشد به حلق و غسل .
ازهرى گفت : تفث ، در لغت نمىشناسند الَّا از قول عبد اللَّه عبّاس . بعضى دگر گفتند ( 11 ) تفث ، موى شوراب ( 12 ) گرفتن باشد و موى بغل پاك كردن و ناخن گرفتن و موى عانه پاك كردن . و عكرمه گفت : تفث ، موى و ناخن باشد . [ و ابىّ
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ايّامى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : محمد بن كعب .
( 4 ) . اساس : معلومات ، با توجّه به اتّفاق نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، لب : بهيمة الانعام .
( 7 - 6 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : طعامى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : مردم .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها دگر .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : قضاى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : شارب .