بَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ ( 1 ) . . . ، و اين عبارات متقارب المعنى است . خلاف كردند مفسّران در آن كه خداى تعالى چگونه روشن كرد ابراهيم را جاى خانه ، بعضى گفتند : ابرى بفرستاد تا چندان كه جاى خانه بود سايه افگند . بعضى دگر گفتند : بادى بفرستاد تا اساس برفت . بعضى دگر گفتند : جبريل بيامد و رسم برزد ( 2 ) و خط كشيد ( 3 ) تا او بر آن بنا كرد . و مكان جاى مستوى باشد كه در او متمكّن توان شدن و قرار گرفتن و جسم ثقيل را منع كند از هوىّ ( 4 ) . و اصل * ( بَوَّأْنا ) * ، من باء اذا رجع باشد ، كانّه منزل يرجع اليه ، و منه البواء في قولهم : فلان بواء فلان اذا كان دمه كفوا لدمه فيرجع به ( 5 ) اليه للقود . و مراد به بيت ، خانهء كعبه است و در كلام حذفى است ، و تقدير آن كه : و اوحينا اليه * ( أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً ) * ، و وحى كرديم به ابراهيم كه شرك مياور به من ، هيچ ( 6 ) چيز را انباز مدار در عبادت من ، بل عبادت خالص مرا كن . * ( وَطَهِّرْ بَيْتِيَ ) * ، و پاك كن خانهء من ( 7 ) . قتاده گفت : از اصنام و اوثان ، و گفتند : از ساير ادناس ، و گفتند : از خون و سرگين كه چون آن جا به تقرّب ذبايح كشتندى ، خون و سرگين آن جا رها كردندى .
* ( لِلطَّائِفِينَ ) * ، براى آنان كه آن جا طواف كنند . * ( وَالْقائِمِينَ ) * ، و براى آنان كه آن جا نماز كنند . * ( وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) * ، و ركوع و سجود كنند .
* ( وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ) * ، حسن و جبّائى گفتند : اين امر است رسول را - عليه السّلام - به اعلام مردمان به حجّ . گفتند : خانه بنا كردى ، اكنون مهمانان را بخوان و ندا كن . ابراهيم - عليه السّلام - گفت : بار خدايا ! آواز من كجا رسد ؟ حق تعالى گفت :
عليك الاذان و علىّ البلاغ
، بر تو آواز دادن و به من ( 8 ) رسانيدن . ابراهيم - عليه السّلام - بر مقام بايستاد ، و گفتند : بر كوه ابو قبيس رفت و آواز داد و گفت : يا ايّها النّاس الا انّ ربّكم قد بنى بيتا فحجّوه ، اى مردمان ! خداى براى شما خانهاى بنا كرده است ، بيايى آن را زيارت كنى . حق تعالى آواز او به همه عالم برسانيد از شرق تا غرب تا به آنان برسانيد ، على سبيل ( 9 ) المبالغة كه در اصلاب مردان و ارحام زنان
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 74 .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : بزد .
( 3 ) . آب ، آز ، مش : بر كشيد .
( 4 ) . آج ، لب : هوا .
( 5 ) . آط ، آج ، لب : ندارد .
( 6 ) . آب ، مش را يعنى هيچ .
( 7 ) . آط : من را ، آب ، آز ، مش : مرا .
( 8 ) . آج ، لب : و بر من .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : طريق .