درست ، جز كه خداى تعالى منسوخ كرد و نسخ آن اعلام كرد سليمان را ، و حكم ناسخ او را معلوم بكرد و اين ممتنع نباشد .
جواب ديگر از او آن است كه ، در اخبار آوردند ( 1 ) كه : داود را - عليه السّلام - چند پسر بود . او خواست تا بداند كه كيست كه خلافت و نيابت او را شايد كه به جاى او باشد ( 2 ) ، از خداى درخواست تا باز نمايد او را ، خداى تعالى او را اين طريق ( 3 ) اعلام كرد . * ( وَكُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَعِلْماً ) * و ما هر يكى را از داود و سليمان حكمى داديم ، يعنى حكمتى و علمى داديم . * ( وَسَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ ) * ، و كوهها را مسخّر داود كرديم تا با او تسبيح مىكرد . * ( وَالطَّيْرَ ) * ، اى و سخّرنا الطَّير ايضا ، و نيز مرغان را .
وهب گفت : داود - عليه السّلام - در بيابان مىرفتى و تسبيح مىكردى ، كوهها و مرغان همچنان با او تسبيح مىكردندى ( 4 ) . * ( وَكُنَّا فاعِلِينَ ) * ، و ما بوديم كه فاعل اين بوديم ، يعنى مظهر اين معجزات بر دست او .
* ( وَعَلَّمْناه صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ ) * ، و بياموختيم او را كردن درع و زره براى شما . و « لبوس » ، نزديك عرب همهء سلاح باشد ، قال الشّاعر :
و معي ( 5 ) لبوس للبئس كانّه
روق ( 6 ) بجبهة ذي نعاج مجفل
يصف رمحا .
و خداى تعالى اين جا درع خواست ، و هى فعول به معنى مفعول ، كالرّكوب و الحلوب .
قتاده گفت : اوّل كس كه درع كرد داود بود و پيش از او درع نكرده بودند ، و انّما صفايح آهن بود ، داود - عليه السّلام - به حلقهها كرد و درهم فگند به آسانى ، از آن جا كه خداى تعالى آهن بر دست او نرم كرده بود و او را به آتش حاجت نبودى . قوله : * ( لِتُحْصِنَكُمْ ) * ، عاصم خواند به روايت أبو بكر و يعقوب به روايت رويس :
لنحصنكم ، بالنّون ، اعتبارا بقوله : * ( وَسَخَّرْنا مَعَ داوُدَ ، ) * و علمناه . و ابو جعفر و ابن عامر
هامش
( 1 ) . آج ، لب : آوردهاند .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، مش : بايستد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : به اين طريق او را .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها كه او .
( 5 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : معنى ، به قياس با منابع شعر و لغت و نسخهء چاپى ، تصحيح شد .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ورق .