و قراءت آن كس كه او خواند : * ( كَيْدُ ساحِرٍ ) * ، اضافة الفعل الى فاعله باشد ، و قراءت آن كس كه « كيد سحر » خواند ، از باب مسجد الجامع و يوم الجمعة باشد ، چه كيد خود سحر است . * ( وَلا يُفْلِحُ السَّاحِرُ ) * ، و فلاح و ظفر نيابند ( 1 ) ساحران ( 2 ) به هر راه كه آيند ( 3 ) ، يعنى به هر چيز ( 4 ) كه ( 5 ) كند .
* ( فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً ) * ، ساحران را به روى در آوردند به سجده . و براى آن بر فعل مجهول گفت كه ، چون معجزه موسى بديدند - و ايشان ساحر بودند و تعاطى سحر كرده ساليان بسيار - به اوّل نظر بدانستند كه آن نه از جنس سحر است ، چه انواع سحر بر ( 6 ) ايشان پوشيده نبود ، علم حاصل شد ايشان را به حقّى ( 7 ) و درستى آن بر وجهى كه رفعش وقت را ممكن نبود ، به سجده در آمدند چنان كه پنداشتى كه ايشان را به سجده در آوردند . وجهى دگر آن كه : چون به توفيق خداى و لطف و تمكين و تخليهء او كردند ، بمنزلت آن بود ( 8 ) از روى مجاز كه خداى كرد ، براى آن گفت : * ( فَأُلْقِيَ ) * . و قوله : * ( سُجَّداً ) * ، نصب او بر حال است از مفعول . و * ( قالُوا آمَنَّا ) * ، گفتند ايمان آورديم به خداى هارون و موسى تا كسى گمان نبرد كه ايشان به اين خداى فرعون را خواستند .
* ( قالَ آمَنْتُمْ ) * ، ابن كثير و حفص و ورش خواندند : * ( آمَنْتُمْ ) * ، على لفظ الخبر ، و كوفيان الَّا حفص به دو همزه خواندند على الاستفهام . و باقى قرّاء به همزهاى از پس او مدّى .
عند آن فرعون گفت ايشان را ، امّا بر خبرى ( 9 ) بر وجه تقريع و تعنيف ، و امّا بر استفهام ، هم بر اين وجه : ايمان آوردى به موسى پيش از آن كه من دستورى دادم شما را ، او استاد و مهتر شماست ، كه اين سحر شما را او آموخت ، من بفرمايم تا شما را دست و پاى ببرند بر خلاف ، يعنى دست راست و پاى چپ ، و آنگه شما را بردار كنم ( 10 ) بر درختان خرما ، و براى آن درخت خرما اختيار كرد اين كار را تا درازتر بود و هايلتر و بلندتر تا همه كس بينند ( 11 ) . و گفتند : اوّل كس كه اين عقوبت بر اين وجه فرمود
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش : نيابد .
( 2 ) . آب ، آز ، مش : ساحر .
( 3 ) . آب : آيند .
( 4 ) . لب : خير .
( 5 ) . آب ، آز ، مش توجّه .
( 6 ) . آج ، لب : از .
( 7 ) . لب : خفى .
( 8 ) . آج ، لب كه .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : خبر .
( 10 ) . آز : كشم .
( 11 ) . آب ، آز ، مش : بيند ، آج ، لب : ببينند .