ما اين قرآن به تو نفرستاديم تا تو شقّى شوى به او .
مجاهد گفت : رسول - عليه السّلام - و صحابه به شب دستها ( 1 ) بر سينه بستندى در نماز ، خداى تعالى به فريضه اين حكم منسوخ كرد .
كلبى گفت : چون خداى تعالى وحى فرستاد به رسول - عليه السّلام - در مكّه ، او در عبادت اجتهاد عظيم كرد تا به شب نخفتى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، پس از اين ، رسول - عليه السّلام - به شب بعضى بخفتى و بعضى نماز كردى .
مغيرهء شعبه ( 2 ) گفت : رسول - عليه السّلام - چندان بر پاى باستاد در نماز تا پايش بياماهيد ( 3 ) ، گفتند : يا رسول اللَّه ! نه خداى تعالى تو را بيامرزيده است ، اين همه رنج بر خود چرا مىنهى ؟ گفت :
ا فلا اكون للَّه عبدا شكورا
، خداى را بندهاى شاكر نباشم ؟ .
مقاتل گفت ، ابو جهل هشام و نضر بن الحارث رسول را گفتند : چون عبادت او ديدند و اجتهاد او گفتند : انّك لتشقى ، تو شقيى ، به ترك دين ما بگفتى . در دين ما اين همه رنج نيست . خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( طه ، ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ) * ، ما اين قرآن نفرستاديم بر تو تا تو شقى شوى به او . و اصل « شقا » در لغت عنا و رنج بود .
* ( إِلَّا تَذْكِرَةً ) * ، و ما اين قرآن نفرستاديم مگر تا يادگارى باشد و تذكيرى و ياد دهندهاى آنان را كه از خداى بترسند ، و قرآن مذكّر همه مكلَّفان است ، جز آن است كه اينان را تخصيص كرد به ذكر ، كقوله تعالى : إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها ( 4 ) و قوله :
. . . هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( 5 ) .
و * ( تَذْكِرَةً ) * ، مصدر ذكر باشد ، و مثله : التّبصرة و التكملة ( 6 ) .
* ( تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الأَرْضَ ) * ، تنزيلا بدل تذكرة باشد ، اين قرآن تنزيلى است از خداى كه خالق زمين است و آسمانهاى بلند ، و على جمع عليا باشد ، كالكبر في جمع الكبرى ، و الصّغر في جمع الصُّغرى .
هامش
( 1 ) . آز ، مش : رسنها .
( 2 ) . مش : مغيرة بن شعبه .
( 3 ) . مش : بياماسيد .
( 4 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 45 .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 2 .
( 6 ) . آط : التّكلمة ، به قياس با نسخه آب ، تصحيح شد .