فانّ نورك اطفى لهبي
، نيك بگذر اى مؤمن كه نور تو درفش آتش من بنشاند . و اين جمله اخبار دليل مىكند بر آن كه ورود مرور است .
و عثمان بن الاسود روايت كرد از مجاهد كه او گفت در اين آيت :
من حمّ من المسلمين فقد وردها ،
هر كه او را از مسلمانان تب گيرد ، او از دوزخ نصيب يافته باشد ،
لقوله - عليه السّلام : الحمّى ( 1 ) من فيح جهنّم ، و الحمّى حظَّ كلّ مؤمن من النّار .
و ممكن است جمع كردن ميان هر دو قول ، و لفظ « ورود » را تفسير دادن تارة بر مرور و تارة بر دخول ، و گفتن كه هر دو حقيقت است به ظاهر الاستعمال ، الَّا آن كه آيت را تخصيص كنند به ادلَّه عقل و آيات رجاء و اخبار و اجماع .
فرقهاى گويند : * ( وَإِنْ مِنْكُمْ ) * اگر بر عموم حمل كنند مرور باشد ، و اگر ورود بر دخول حمل كنند ، * ( وَإِنْ مِنْكُمْ ) * ، مراد مستحقّان دوزخ باشند ، آن كه معلوم از حقّ ايشان آن بود لا محاله كه به استحقاق فسق به دوزخ شوند ، و به استحقاق ايمان و طاعت بيرون آيند - و اللَّه اعلم بمراده من كلامه .
* ( كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ) * ، اين بر خداى قضايى است لابدّ واقع و كائن . و اصل كلمه در لغت قطع باشد ، يقال : حتم و حذم و حزم ( 2 ) ، بمعنى ، لأنّ الحزم شدّ يقطع موضعه ، و حزم ( 3 ) و جزم و حذم كلَّها بمعنى قطع .
قوله : * ( ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا ) * ، پس برهانيم پرهيزگاران را ] . ( 4 ) * ( وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ ) * ، اى الكافرين . عبد اللَّه مسعود گفت : ننجّى الَّذين اتّقوا [ الشّرك ] ( 5 ) ، پس كه برهانيم هر كس را كه از شرك احتراز كرده باشد ، و مراد به ظالمان كافراناند ، لقوله :
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 6 ) . انس مالك روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : روز قيامت از دوزخ بيارند آن را كه او لا إله الَّا اللَّه گفته باشد ، و در دلش به مقدار جوى ايمان باشد او را بيارند آنگه از دوزخ بيارند آن را كه گفته باشد كه لا إله
هامش
( 1 ) . آب ، آز : جزم .
( 3 - 2 ) . چاپ شعرانى ( 7 / 433 ) : حتم .
( 4 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به معنى عبارت ، و اتّفاق نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 254 .