بت پرست و بتگر بود . و بنزديك ما نشايد كه پدران پيغامبر ( 1 ) هيچ كافر باشند لما فيه من التّنفّر ( 2 ) و النّقص لهم ،
لقوله - عليه السّلام : لم يزل ينقلنى اللَّه من اصلاب الطَّاهرين الى ارحام الطَّاهرات
، و كافر را وصف نكنند به طهارت ، و لقوله تعالى : وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ( 3 ) ، بر طريق منّت و تعداد نعمت ، و آن كه عم را پدر خوانند [ نزد ] ( 4 ) عرب و عجم ظاهر است ، و بر اين فصلى مستوفى ( 5 ) برفت در سورة الانعام .
يا أَبَتِ ، در اين « تا » خلاف كردند ، بعضى گفتند : براى مبالغت آورد ، كالعلَّامة و النّسّابة . و بعضى دگر گفتند : بدل « يا » ى اضافت است ، كه بيفگندند و كسره رها كردند تا بدل بود از او ، آنگه چون بر او وقف كنند . بعضى گفتند :
همچنان بر « تا » بماند و « ها » نشود ، براى اين به « تا » ى ممدود بنويسند ( 6 ) تشبيها بالتّاء الاصليّه . و زجّاج گفت : روا باشد كه در حال وقف « ها » كنند و گويند : يا ابه ، قياسا على التّاءات الزّائدة . لِمَ تَعْبُدُ ، چرا پرستى جمادى را كه نشنود و از تو هيچ غنا و كفاف نكند ؟ و اين بر سبيل تقبيح صورت ايشان مىگويد و تسفيه احلام آنان كه روا دارند تا جماد را پرستند .
* ( يا أَبَتِ ) * ، اى پدر من ! * ( إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ ) * ، مرا از علم آن نصيب است ، و مرا آن دادند و آن به من آمده است كه به تو نيامد از علم به خداى تعالى و صفات او و توحيد و عدل ( 7 ) و علم به ثواب و عقاب . * ( فَاتَّبِعْنِي ) * ، پسروى كن مرا تا من تو را هدايت كنم و ره نماى به ره راست ، و سوىّ ، فعيل باشد از سوا .
* ( يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ ) * ، اى پدر من ! مپرست شيطان را ، و او بت مىپرستيد و لكن چون به اغراء و اغواى شيطان بود ، گفت : شيطان را مىپرستيد كه شيطان و ديو هميشه در خداى - عزّ و جلّ - عاصى و نافرمان بوده است . و عصىّ ، فعيل باشد من العصيان ، و اين بناى مبالغت است .
* ( يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ ) * ، اى پدر ( 8 ) مىترسم ! فرّاء گفت : اين خوف به معنى علم
هامش
( 1 ) . كذا در اساس ، همهء نسخه بدلها : پيغامبران .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : التّنفير .
( 3 ) . سوره شعراء ( 26 ) آيهء 219 .
( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط افزوده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مستقصى .
( 6 ) . آز : مدوّر ننويسند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 8 ) . آب ، آط ، آز ، مش من من ، آج ، لب من .