« يا » و « نون » ، بر آن كه صفت مؤمنان است ، و نصب او بر مدح باشد كأنّه قال :
اعنى التّائبين ، يا در محلّ جرّ على صفة المؤمنين . * ( الْعابِدُونَ ) * ، خداى پرستانند ، و اصل عبادت بگفتيم كه تذلَّل باشد من قولهم : طريق معبد ، اى مذلَّل موطوء .
* ( الْحامِدُونَ ) * ، شكر گزارندگان نعمت او باشند . * ( السَّائِحُونَ ) * ، در او خلاف كردند :
مؤرج گفت : روزه داران باشند به لغت هذيل . و اعمش از ابو صالح روايت كرد از ( 1 ) رسول - عليه السلام - ( 2 ) گفت :
سياحة امّتي الصّوم ،
سياحت و رفتن امّت من روزه باشد ، چنان كه زهد و عبادت سلف آن بود كه در زمين رفتندى ، عبادت امّت من به جاى آن سياحت ، روزه است ، و اين قول عبد اللَّه مسعود است ، و عبد اللَّه عباس و سعيد جبير و مجاهد ( 3 ) و حسن گفتند ( 4 ) : آنانند كه روزهء فرض دارند . و بعضى دگر گفتند :
آنانند كه صايم الدّهر باشند . سعيد جبير گفت : دليل بر آن كه سائح ، صايم باشد آن است كه : آن جا كه ذكر سائح كرد ، ذكر صايم نكرد ، و آن جا كه صايم گفت ، سائح نگفت تا تكرار نباشد . سفيان بن عيينه گفت : روزهدار را براى آن سائح خواند كه او عادت خود رها كرده باشد از طعام و شراب و نكاح ، قال الشّاعر :
تراه يصلَّي ليله و نهاره
يظلّ كثير الذكر للَّه سائحا
حسن بصرى گفت : آنان باشند كه از حلال روزه دارند و از حرام امساك كنند و مردمان عهد ما از حلال روزه مىدارند و از حرام امساك نمىكنند .
بعضى علما گفتند : براى آن روزهدار را سائح خواند كه ، در خبر مىآيد كه ، فرداى قيامت اهل بهشت را - هر كس ( 5 ) را - منزلتى ( 6 ) [ 118 - ر ] و درجه و جاى معيّن باشد ، مگر روزهدار را كه خداى تعالى او را گويد : تو در بهشت مىگرد و سياحت مىكن تا آن جا فرود آى كه تو را دل خوش آيد .
عطا گفت : سائحان ، غازيان و مجاهدان باشند . عكرمه گفت : سائحان ، طالبان علماند كه ايشان بروند و سياحت كنند در طلب علم . * ( الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ ) * ، ركوع
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، مج ، لب : كه .
( 2 ) . آج ، مل كه او .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب است .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : گفت .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كسى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : منزلى .