اشارة اخرى : بنده ( 1 ) هر چه آفريدم با فنا برم از دنيا ، آنگه به آخرت ( 2 ) باز آرم و بهشت باز آفرينم كه تو از آن منى و بهشت از آن تو ، و دوزخ باز آفرينم كه به نام دشمنان تو است تا چندان كه تو اين جا منعّم باشى ايشان آن جا معذّب باشند ، تا توبه مراد من باشى و ايشان به كام تو .
اشارة اخرى : در شرع كسى ( 3 ) كنيزكى خرد چون از او بار بر گرفت ، فروخت ( 4 ) از او برخاست براى حرمت حمل ( 5 ) . بندهء من ! تو از من بار امانت دارى ، بارى كه آسمان و زمين بر نگرفت و كوه قوّت آن نداشت ، وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ ( 6 ) . . . ، تا امانت حليت تو است بيع بر تو حرام است آمن ( 7 ) باش كه از ملك خودت بيرون نكنم .
اشارة اخرى : آن كه بار دارد تا بار نبينند ( 8 ) و ندانند كه حملى حقيقى بوده است ، او را مادر فرزند نخوانند تو نيز آنگه بدين مثابت باشى كه بر اين بمانى ، امانت كه دارى نگاه دارى ، در امانت خيانت نكنى ، چه اگر نه چنين كنى هر چه كرده باشى كه صورت فرمان بردارى دارد و به معنى بىفرمانى باشد ، يك ره باد عدل بر او فرستم تا چون خرمن خاك بروبد ( 9 ) ، باد جايى كه آب نباشد در آتش ريزد ، وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً ( 10 ) .
قوله تعالى : * ( بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ) * ، بدان كه ( 11 ) بهشت ايشان را باشد . قتاده گفت : بها كرد با ايشان و بها ( 12 ) گران كرد . حسن بصرى گفت : بنگريد بدان ( 13 ) بيع و بيعت كه بيعى سودمند است كه خداى تعالى با هر مؤمنى كرد [ ها ] ( 14 ) ست به خداى كه هيچ مؤمن نماند كه در اين بيع نه آمد ( 15 ) . در خبر است كه اعرابيى به رسول بگذشت و
هامش
( 1 ) . مل و .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب تو را .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج كه .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : فروختن .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : حمله .
( 6 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 72 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : ايمن ، مل : اميدوار .
( 8 ) . آو ، بم ، مل ، مج ، لب : ننهد ، آج : بنهد .
( 9 ) . مل ، مج : بروز ، آج : برود .
( 10 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 23 .
( 13 - 11 ) . همهء نسخه بدلها : به آن كه .
( 12 ) . آو ، آج ، بم : بهاى .
( 14 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 15 ) . آو ، آج ، بم ، لب : نيامد ، مل ، مج : نيايد .