دوام السّموات و الارض ، و مثال اين چنان بود كه كسى گويد كه : [ لي ] ( 1 ) عليك الالف الَّا الفين الَّذي ( 2 ) اقرضتكها ( 3 ) وقت كذا ، مرا هزار دينار بر تو است الَّا آن دو هزار ، يعنى جز آن دو هزار را كه به قرض به تو دادم فلان وقت ، و لا بدّ است از اين تأويل براى آن كه استثنا بيشتر از كمتر درست نباشد ، و اين جواب اختيار فرّاء است و جماعتى مفسّران .
وجهى ديگر آن است كه : مراد به استثناء ، آن اوقات است كه ايشان در دنيا باشند و در برزخ و ( 4 ) موقف قيامت ، پيش از آن كه به بهشت يا به دوزخ شوند ، براى آن كه چون ذكر خلود كرد در حقّ ايشان - و اين از خلود بيرون است - به استثنا بايست كردن كه داخل نيست در آن جمله .
و وجه سه ام [ آن است ] ( 5 ) كه : مراد به الَّا « واو » عطف است ، [ و المعنى : و ما ] ( 6 ) شاء ربك من الزّيادة عليه ، و از جملهء استشهادات از اين وجه ، قول شاعر است :
و كلّ اخ مفارقه اخوه
لعمر ابيك الَّا الفرقدان
يعنى و الفرقدان ، و قول الآخر ( 7 ) :
و ارى لها دارا باغدرة السّي
دان لم يدرس لها رسم
الَّا رمادا هامدا دفعت ( 8 )
عنه الرّياح خوالد سحم
مراد به الَّا در اين بيت اگر « واو » نبود ، كلام متناقض باشد براى آن كه گفت :
رسم سراى مندرس شده است الَّا رمادى كه مانده است به دفع ( 9 ) سنگهاى ديگ پايه بادها را از او . اگر الَّا استثناء باشد كلام متناقض بود آنگه راست بدى كه گفته بودى كه : رسم مندرس شده است تا « الَّا » به جاى خود بود ( 10 ) .
و وجه چهارم آن است كه : اين استثناء [ از ] ( 11 ) دوام ( 12 ) آسمان و زمين نباشد ، و انّما
هامش
( 11 - 6 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : الَّا الالفين الَّذين .
( 4 - 3 ) . همهء نسخه بدلها : و در .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : قال آخر .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : رفعت .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : رفع .
( 10 ) . مل : بودى .
( 12 ) . اساس : دوم ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .