بالكسرة عن الياء ، كقوله : فَهُوَ الْمُهْتَدِ . . . ( 1 ) ، و كقوله : . . . وَلَمْ يَكُ ( 2 ) شيئا ( 3 ) ، و قوله :
وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ ( 4 ) ، و لا ادر . و گفتند : اين لغت هذيل است ، و ايشان همه جاى روا دارند كه اين « يا » حذف كنند ، قال شاعر هم :
كفّاك كفّ لا تليق ( 5 ) درهما
جودا و اخرى تعط ( 6 ) بالسّيف دما
« يا » از تعطي ( 7 ) بيفگند و موجبى نيست حذف او را ، و باقى قرّاء كه خواندند به « يا » بر اصل خواندند . گفت : آن روز كه آيد آن روز مشهود ، و التّقدير : حين يأتي ، و ظروف من بين الاسماء اضافت كنند با جمل ، اگر [ جمله فعلى باشد و اگر ] ( 8 ) جمله اسمى ، براى مناسبتى كه ميان ايشان هست از احتياج تا وقتى كه واقع آيد در او . و هم ، آن قيام ( 9 ) دارد كه فعل دارد از ماضى و حال و استقبال ، و آن كه او بنيايد چنان كه افعال بيشتر بنيايد بيش از يك وقت ، و نصب او بر ظرف است از يأتي ، [ و در يأتي ضمير مرفوع مستكن است ، التّقدير : هو ، اى يأتى ] ( 10 ) ذلك اليوم الموصوف المشهود .
* ( لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ ) * ، و التّقدير : لا تتكلَّم نفس ، يك ( 11 ) « تا » بيفگند استثقالا لاجتماعهما ( 12 ) ، و روا بود كه عامل در « يوم » لا تكلَّم باشد ، هيچ نفس سخن نيارد گفتن جز به فرمان او .
در خبر است كه : فرداى قيامت ( 13 ) چون خلايق را در صعيد سياست بدارند از قبل ربّ العزّه ، [ 197 - پ ] ندا كنند ، همه انبيا و اوليا و صدّيقان و شهيدان حاضر ، فريشتگان صفها كشيده ، گويد :
من عبدني حقّ عبادتي
، كيست كه او مرا پرستيده است حقّ پرستيدن ؟ هيچ كس زهره ندارد كه جواب دهد ، يا ( 14 ) اين دعوى يا رد كردن .
هامش
( 1 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 97 .
( 2 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : اك ، به قياس ، ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 3 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 67 .
( 4 ) . سورهء فجر ( 89 ) آيهء 4 .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : يليق .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : يعط .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : يعطى .
( 10 - 8 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 9 ) . اساس : اقسام ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 11 ) . اساس : كه ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : لاجتماعها .
( 13 ) . آو ، بم : فردا دقيامت .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : به .