گفت : اى قوم ! بينى ( 1 ) كه اگر من باشم بر حجّتى از خدايم و روزى دهد مرا از او روزى نيكو ، و من نمىخواهم كه خلاف كنم شما را با آنچه نهى مىكنم شما را از آن من نمىخواهم ( 2 ) مگر نيكى تا توانم ، و نيست توفيق من مگر به خداى ، بر او توكّل كردم و با او شوم .
اى قوم ! گناهكار نكند شما را بىفرمان ( 3 ) من كه برسد به شما مانند آنچه رسيد به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح ، و نيست قوم لوط از شما دور .
[ 192 - ر ]
و آمرزش خواهى از خدايتان ، پس توبه كنى با او ( 4 ) كه خداى من آمرزنده و دوست دارنده است .
گفتند اى شعيب ! ما ندانيم بسيارى از آنچه تو مىگويى ، و ما مىبينيم تو را در ميان ما بى قوّت ، و اگر نه قومت بودندى سنگسار كردمانى ( 5 ) تو را ، و نيستى تو بر ما عزيز .
گفت اى قوم ! قوم من عزيزترند بر شما از خداى ؟ و گرفتى او را از پس پشت شما كه خداى من [ به ] ( 6 ) آنچه شما مىكنى عالم است ( 7 ) .
اى قوم ! بكنى بر توانايتان ( 8 ) كه من كنندهام ، زود بود كه بدانى شما هر آن كس كه آيد به دو عذابى كه ذليل بكند او
هامش
( 1 ) . آو ، بم : ديدى / ديديد .
( 2 ) . اساس : مىخواهم ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : نافرمانى .
( 4 ) . آو ، بم : وا او توبه كنى .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : كرديمى .
( 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 7 ) . آج ، لب : گرد آرنده است .
( 8 ) . توانايتان / تواناييتان .