شناسى الفاظ آن و معانى آن ، و چون بشنوى گمان برى كه مانند آن بتوانى گفتن ، آنگه چون قصد كنى از شما متأتّى نشود . ايشان گفتند : اين ممكن باشد و ما فصحاى عربيم و امراى كلاميم و زمام آن به دست ما است چنان كه ما خواهيم بگردانيم گاه خطبه و گاه شعر و گاه مثال ( 1 ) از نظم و نثر بر حسب مراد ما ، چون خواستند تا بگويند نتوانستند ، اين دليل اعجاز قرآن است .
امّا آن كه از چه وجه معجز است ، مسلمانان خلاف كردند ، بعضى گفتند :
اعجاز او از فرط فصاحت است و آن كه در درجهء علياست از فصاحت ، و هيچ كلام ( 2 ) فصيح به اين پايه نرسد .
و بعضى دگر گفتند ( 3 ) : وجه اعجاز در او اين اسلوب مخصوص است كه با شعر نماند و با خطبه نماند و با هيچ نوع از انواع كلام نماند .
بعضى دگر گفتند : از آن جا كه متضمّن اخبار غايبان است .
بعضى دگر گفتند : وجه اعجاز صرفه است ، و آن كه خداى تعالى صرف كرد عرب را از آن كه مانند آن قرآن آرند ، و سلب علم كرد از ايشان با آن كه پيش از اين توانستند ، و اين در باب اعجاز بليغتر باشد ، و مذهب محقّقان متأخّران اين است و سيّد مرتضى علم الهدى - رحمه اللَّه عليه - ( 4 ) اين اختيار كرد و شرح و بسط اين اقاويل و وجوه او در كتب اصول مشروح است .
رسول - عليه السّلام - بيامد [ و گفت ] ( 5 ) : اگر حوالت مىكنى كه اين كلام من است ، شما از زمين منى و از جنس و قبيل و قبيلهء منى ، اين را معارضهاى و مناقضهاى به يارى چنان كه شعر را ( 6 ) با يكديگر [ 168 - ر ] معارضه و مناقضه آوردهاند از : امرؤ القيس و عبيد و لبيد و طرفه و زهير قديما و حديثا . چون نمىتوانى [ آوردن ] ( 7 ) ، و دانى كه [ نمىتوانى ، بدانى كه ] ( 8 ) : اين كلام خداى است كه امّا ( 9 ) از فصاحت
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب ، آز : مثل .
( 2 ) . آج ، بم ، لب ، آز : كلامى .
( 3 ) . آج ، لب ، آز كه .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : قدس اللَّه روحه .
( 8 - 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : شعرا .
( 7 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء مل ، افزوده شد .
( 9 ) . مل : انّما .