باشد ، چه . معنى اضافت كردن با سوء گفتند چنان است كه گويند : رأيته به عين ( 1 ) رأسي و هو كشمس النهار . * ( وَاللَّه سَمِيعٌ ) * لأقوالهم ، * ( عَلِيمٌ ) * باحوالهم .
آنگه پس از اين ذكر قسمت ديگر كرد از جملهء اعراب ، و از جملهء اعراب كس ( 2 ) هست . و * ( مِنَ ) * ، در هر دو آيت نكره است موصوفه ، كقول الشاعر :
رب من أنضجت غيظا صدره
كه ايمان دارد به خداى و روز باز پسين ، يعنى روز قيامت كه از پس او دگر شب نباشد ، و آنچه نفقه مىكنند در سبيل خداى آن را قربات و جاى تقرب مىشناسند .
زجاج گفت : در قربات سه وجه رواست : ضم را و سكون او ، و فتح او ، و لكن قراء جز به ضم نخواندهاند . و معنى قربت ، اداى فعل باشد على الوجه الذي امر طلبا لرضاء الله و ثوابه . و فعل بر اين وجه نزديك گرداند بنده را به رحمت . * ( وَصَلَواتِ ) * [ 105 - پ ] * ( الرَّسُولِ ) * ، اى : دعوات ( 3 ) الرسول ، اعنى دعاى رسول ايشان را [ نيز ] ( 4 ) قربات گرفتهاند و دعاى رسول تقربى مىشناسند ، و عبد اللَّه عباس گفت و حسن :
استغفار رسول ايشان را قربتى مىشناسند ، قتاده گفت : صلوات ، دعا به خير و بركت باشد ، چنان كه اعشى گفت :
تقول بنتي و قد قربت مرتحلا
يا رب جنب ( 5 ) ابى الاوصاب و الوجعا
عليك مثل الذي صليت فاغتمضي ( 6 )
يوما ( 7 ) فان لجنب المرء ( 8 ) مضطجعا ( 9 )
آنگه گفت : * ( أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ ) * ، يعنى ، صلوات رسول و دعوت و استغفار او ايشان را قربتى و ثوابى است . آنگه گفت بر سبيل وعده و بشارت : * ( سَيُدْخِلُهُمُ اللَّه ) * ،
هامش
( 1 ) . اساس : بعينى ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : گفت كه از جمله ايشان كس .
( 3 ) . آج ، لب : دعوة .
( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 5 ) . اساس : تجنب ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 6 ) . اساس : فاغمضى ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 7 ) . مج ، لب : نوما .
( 8 ) . اساس : الارض ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : عبارت « و عبد اللَّه عباس گفت و حسن : استغفار رسول ايشان را قربتى مىشناسند » كه در فوق ابيات آمده ، پس از ابيات نقل كردهاند .