يكى آن كه گفت : طلب مغفرت كنى و آن ( 1 ) را نشانه و مقصد سازى ، آنگه توسّل بدان به توبه كردن . پس ، از روى معنى در كلام تقديم و تأخيرى باشد ، يعنى توبه كنى تا به آن توبه به مغفرت رسى .
وجهى دگر آن است كه : * ( اسْتَغْفِرُوا ) * ، اى اسئلوه التّوفيق ( 2 ) للتّوبة ، * ( ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه ) * ، براى آن كه توفيق بر فعل پيش از فعل باشد .
وجهى دگر آن كه : به زفان ( 3 ) استغفار كنى تا ثواب يا بى بر آن ، و توبه كنى تا خداى تعالى عند آن اسقاط عقاب كند از شما على ما وعد به .
وجه چهارم آن كه : اين خطاب با مشركان است ، يعنى از شرك آمرزش خواهى . آنگه به طاعت با در ( 4 ) او شوى ، كانّه قال : ارجعوا عن الكفر ثمّ ارجعوا اليه بالطَّاعة .
وجه دگر آن كه : * ( اسْتَغْفِرُوا ) * ، اى توبوا ، و * ( تُوبُوا ) * ، اى اقيموا على التّوبة .
وجه ششم آن كه : استغفروا عن ذنوبكم الماضية ثمّ توبوا ، اى اعزموا على ان لا تعودوا ( 5 ) فى المستقبل ، براى آن كه توبه به اين هر دو درست شود پشيمانى بر گذشته و عزم بر آينده ، پس براى آن كه ( 6 ) دو معنى است ، به دو عبارت بگفت . [ يمتّعكم ] ( 7 ) ، جواب امر است براى آن كه مجزوم است ، تا شما را ممتّع و برخوردار گرداند تا به وقتى مسمّى ، كه در ، خبر است كه : استغفار ، مال و عمر بيفزايد . متاعا حسنا ، نصب او بر مصدرى است لا من بناء الفعل ، چنان كه گفت : وَاللَّه أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً ( 8 ) ، و المعنى انباتا . الى ، انتهاى غايت باشد ، و اجل ، وقت باشد ، و مراد به اجل وقت مرگ و آخر عمر است . * ( وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَه ) * ، و بدهد هر خداوند فضلى را فضلش ، يعنى هر نفسى مستحقّ را اجراست ( 9 ) ، محتمل است نعمت و رزق دنيا را ، و جزا و ثواب قيامت را . اوّل بر وفق مصلحت و حكمت ، و دوم بر حسب استحقاق
هامش
( 1 ) . آج ، بم ، آز ، لب : آنان .
( 2 ) . آج ، بم ، مل : اسئلوا التّوفيق .
( 3 ) . مل ، لب ، مج : زبان ، آج ، بم ، آز : بر آن .
( 4 ) . مل : با سر ، مج : تا در .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، آز : يعودوا .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز در او .
( 7 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 8 ) . سورهء نوح ( 71 ) آيهء 17 .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : جزايش .