* ( قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ) * - الاية ، آنگه حق تعالى هم از طريق محاجّت و مجادلت رسول را گفت : بگو ايشان را كه ، از [ اين ] ( 1 ) شريكان [ شما ] ( 2 ) كس هست كه او كسى را به حق راه نمايد . كوفيان خواندند ، مگر عاصم : يهدى به فتح « يا » و سكون « ها » و تخفيف « دال » . و اهل مدينه مگر ورش ( 3 ) : به فتح « يا » و سكون « ها » و تشديد « دال » ( 4 ) . و ابن كثير و ابن عامر و ابو عمرو : به فتح « يا » و « ها » و تشديد « دال » . و يعقوب و حفص و اعشى و برجمى خواندند : به كسر « يا » و « ها » و تشديد « دال » يهدّى . و اين اختلاف في قوله تعالى : * ( أَمَّنْ لا يَهِدِّي ) * ، آن دگر بر جاى خود است .
حق تعالى گفت : بگو اين كافران را كه ، از اين معبودان شما هيچ هست كه هدايت مدلَّه كند ( 5 ) كسى را به حق ؟ اگر جواب دهند به انصاف ، بگويند : نه ، بل ( 6 ) * ( اللَّه يَهْدِي لِلْحَقِّ ) * ، خداى باشد كه به حق هدايت كند ، [ و ] ( 7 ) اگر ايشان نگويند و انصاف ندهند ، تو بگو : * ( قُلِ اللَّه يَهْدِي لِلْحَقِّ ) * . آنگه گفت بر طريق حجاج و صورت استفهام و معنى جحد و تقريع كه : * ( أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ) * ، آن كس كه او راه نمايد به حق ، او اوليتر كه متابعتش كنند به ( 8 ) آن كه : * ( لا يَهِدِّي ) * ، اين اختلاف قرّاء [ از ] ( 9 ) اين جاست بر قراءت آنان كه : يهدّى و يهدّي و يهدّى ، اين هر سه قراءت را معنى يهتدى باشد ، ادغام كردند « تا » را در « دال » ، تا « دال » مشدّد شد ( 10 ) . [ امّا ] ( 11 ) بر قراءت آن كس كه اسكان « ها » كرد و تشديد « دال » ، آن نه اختيار است براى آن كه جمع ساكنين ( 12 ) است على غير حدّه ، و آن كه يهدّى خواند به فتح « يا » و « ها » و تشديد « دال » ، مراد يهتدي است ، و آن كس كه يهدّى خواند ( 13 ) ، « ها » را مكسور بكرد حملا على المجزوم فانّه يحرّك الى الكسر ، از التقاى ساكنين بگريخت با كسر
هامش
( 11 - 9 - 2 - 1 ) . اساس ، ندارد ، از آو افزوده شد .
( 3 ) . اساس : و درس ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 4 ) . مل يهدى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : هدايت كند .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل ، لب : قل .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از مل ، افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آج ، مل ، از : يا .
( 10 ) . اساس : شد و شدا ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 12 ) . اساس : ساكن ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 13 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب ، آز و .