مردمان ( 1 ) را عجبى كه وحى كرديم به مردى از ايشان كه بترسان ( 2 ) مردمان را و بشارت ده ( 3 ) آنان را كه بگرويدند ( 4 ) كه ايشان راست سابقهء اخلاص نزديك خداى ايشان ، گفتند كافران : اين جادوى است روشن .
[ 127 - ر ]
بدرستى كه خداى شما ، خداى است آن كه بيافريد آسمانها و زمين در شش روز ، پس مستولى شد بر عرش ، تدبير مىكند كار را ، نيست شفاعت خواهى مگر از پس فرمان او ، آن خداى است خداوند شما ، بپرستى [ او را ] ، ( 5 ) انديشه نمىكنيد ( 6 ) !
با اوست ( 7 ) بازگشت شما جمله ( 8 ) ، وعدهء خداى است بدرستى . كه او ابتدا كند خلق را آنگه باز آفريند تا پاداشت دهد آنان را كه ايمان دارند ( 9 ) و عمل صالح كنند به راستان و آنان كه كافر شدند ايشان را بود شرابى از آبى گرم ( 10 ) و عذابى دردناك به آنچه كافر شده باشند .
[ 127 - پ ] ( 11 )
او آن خداى است كه كرد آفتاب را روشناى ( 12 ) و ماه را روشناى ( 13 ) و بينداخت ( 14 ) آن را جايها تا بدانيد عدد سالها و شمار ، نيافريد خداى آن مگر براستى ،
هامش
( 1 ) . آو ، بم : مردمانش .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بيم كن .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مژده ده .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، بگرويدهاند .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 6 ) . مج : نمىكنند .
( 7 ) . آو ، وا اوست .
( 8 ) . مج : همه .
( 9 ) . مج : ايمان آرند .
( 10 ) . آج ، لب : شراب آب گرم .
( 11 ) . اساس : نفصل ، به قياس با قرآن مجيد تصحيح شد .
( 13 - 12 ) . آج ، لب : روشن .
( 14 ) . آو ، بم : به اندازه كرد ، آج ، لب : به اندازه .