بعضى دگر گفتند : تفكّر كنند در آلاء و نعماء خداى . ابو روق گفت : ابتهال و تضرّع كنند با خداى تعالى . سعيد جبير گفت : اين مردى باشد كه او خشم گيرد خداى را ياد كند و خشم فرو برد . مجاهد گفت : آن مردى باشد كه معصيتى خواهد كردن خداى را ياد كند ، رها كند آن معصيت . سدّى گفت : چون ياد كند توبه كند .
بعضى دگر گفتند : انديشه كند در آنچه خلاص او در آن بود ، و آن توبه است ، و توبه كند ، * ( فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ) * ، « اذا » مفاجات راست كه نگاه كنى ايشان مبصر و مستبصر باشند ، و اين عبارت بود از سرعت . و بعضى علما گفتند : المتّقى من يشتهى فينتهى و يبصر فيقصر .
آنگه ذكر كفّار كرد و گفت : * ( وَإِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ) * و برادران ايشان ، يعنى برادران شيطان ، شيطان ( 1 ) ايشان را در نادانى و غوايت و جهالت مىكشند ( 2 ) .
من المدّ . و بعضى دگر گفتند : يزيدونهم ايشان را در غوايت مدد مىكنند ( 3 ) و زيادت مىگردانند . و نافع خواند : يمدّونهم من الامداد ، و باقى قرّاء يمدّونهم من المدّ . و فرق گفتهايم ميان مدّ و أمدّ ، و در او چند وجه گفتيم ( 4 ) . * ( ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ ) * ، آنگه باز نمىايستند ( 5 ) چنان كه متّقيان باز مىايستند ( 6 ) از گناه بل كه اصرار مىكنند ، اين قوله عبد اللَّه عبّاس و سدّى و ابن جريج است . قتاده گفت : يعنى ( 7 ) شياطين باز نمىاستند و اقصار نمىكنند از استغواء ايشان ، يقال : قصرت عن الشّىء و اقصرت اذا احتبست عنه . و وجه قراءت نافع و عذر او از آن كه « امدّ » در خير گويند و « مدّ » در شرّ ، چنان كه فرمود : وَأَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ ( 8 ) ، أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ ( 9 ) ، و قوله :
وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 10 ) ، آن است كه توسّع كرد و اين معنى در جاى آن به
هامش
( 1 ) . كذا در اساس ديگر نسخه بدلها فاقد اين كلمه است محتمل است كلمه « شياطين » يا نوع شيطان مراد باشد .
( 2 ) . آج : مىكشد .
( 3 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و لب : مىدهند .
( 4 ) . اساس : گفتند به قياس با آو ، تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، مج : استند .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : باز مىآيند .
( 7 ) . ساس : بعضى به قياس با آو ، تصحيح شد .
( 8 ) . سوره بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 6 .
( 9 ) . سوره مؤمنون ( 23 ) آيهء 55 .
( 10 ) . سوره بقره ( 2 ) آيهء 15 .