و قال آخر :
اموالنا لذوى الميراث نجمعها
و دورنا لخراب الدّهر نبنيها
و قال آخر :
و امّ سمّاك فلا تجزعى
فللموت ما تلد ( 1 ) الوالدة
و قال آخر :
له ملك ينادي كلّ يوم
لدوا للموت و ابنوا للخراب
و قال آخر :
الا كلّ مولود فللموت يولد ( 2 )
و لست ارى حيّا لحيّ يخلَّد
آنگه ايشان را وصف كرد به بلادت و بعد فهم و قلَّت فكر و نفى انتفاع به محلّ علم و حواسّ بر وجه مبالغت گفت : * ( لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها ) * ايشان را دلها هست كه به آن چيزى نمىدانند و چشمها دارند و به كار نمىدارند ، و به آن چيزى نمىبينند و گوشها دارند و چيزى نمىشنوند به آن ، و اين مانند آن است كه گفت :
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ( 3 ) . چون حواسّ و جوارح هست و انتفاع نيست ، به مثابت آن است كه نيست . همچنين در آيت ما چون سماع و ابصار و علم نه بر وجه انتفاع دينى است ، انگار كه نيست و الَّا معلوم است به ضرورت كه ايشان مىدانند و مىبينند و مىشنوند ، و لكن چون بديدن و شنيدن و دانستن منتفع نهاند ، گفت :
هم چنان است كه نمىبينند و نمىشنوند و نمىدانند و مانند اين ، قول مسكين دارمى است :
اعمى اذا ما جارتى خرجت
حتّى يوارى جارتى الخدر
و يصمّ عمّا كان بينهما
سمعي و مالي غيره و قر [ 6 - پ ]
چون نمىشنود و گوش نمىدارد و نگاه نمىكند به زنان همسايگان ، خود را از آن كور و كر مىخواند ، و قال آخر :
و كلام ساءني ( 4 ) قد و قرت
أذنى عنه و ما بي من صمم
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج : يلد .
( 2 ) . اساس : تولد به قياس نسخهء آو ، و اتفاق جميع نسخ ، تصحيح شد .
( 3 ) . سوره بقره ( 2 ) آيهء 18 .
( 4 ) . اساس ، مل ، مج : سيئنى كه به قياس با نسخه آج ، و معنى بيت تصحيح شد .