در اين سال آب دجله فزونى بسيار يافت چنان كه در زمان قديم همانندش ديده نشده بود .
چيزى نمانده بود كه شهر بغداد به زير آب فرو رود .
از اين رو ، وزير خليفه و سرداران و بزرگان همه سوار شدند و گروه بزرگى از تودهء مردم نيز در پى ايشان به راه افتادند تا به كار قورچ [ ( 1 ) ] در اطراف شهر پردازند .
مردم بيتاب شدند و به تشويش افتادند و مرگ خويش را به چشم ديدند . و قايقها و كشتىهائى فراهم آوردند تا سوار شوند و خود را از مرگ برهانند .
خليفه عباسى ، الناصر لدين اللّه ، نيز ميان مردم آمد و آنان را به بستن قورچ و جلوگيرى از طغيان آب تشويق كرد .
از سخنانى كه به مردم گفت ، يكى اين بود :
« اگر رهائى از آنچه مىبينم ، به پول يا چيز ديگرى ميسر مىشد ، من از دادنش دريغ نمىورزيدم و اگر با جنگ از ميان مىرفت ، جنگ مىكردم . و ليكن در برابر خواست خداوند چارهاى نيست . »
در كرانه شرقى دجله آب از چاهها فوران مىكرد و سرازير مىشد .
بسيارى از جاها را آب اين چاهها فرا گرفت . مشهد ابو حنيفه ،
هامش
[ ( 1 ) ] - قورچ : نهرى ميان قاطول و بغداد است و از آن جا هنگام سيل ، بغداد در معرض غرق شدن قرار مىگيرد .
( از لغتنامهء دهخدا )