درگذشت .
هنگامى كه پسر خردسال خويش را وليعهد و جانشين خود ساخت يك خادم رومى را نيز كه نامش طغرل و لقبش شهاب الدين بود ، اتابك و مربى او قرار داد .
شهاب الدين طغرل از بندگان نيك خداوند بود . بخشش و كارهاى نيك بسيار مىكرد .
پس از درگذشت ملك ظاهر ، شهاب الدين با مردم نيكرفتارى كرد و به عدل و داد پرداخت .
بسيارى از رسوم ناشايستهء معمول را از ميان برد . املاكى را كه از صاحبانشان گرفته بودند به ايشان پس داد .
در تربيت آن طفل نيز به بهترين وجهى كوشيد و شهرهاى او را حفظ كرد .
در اثر نيكرفتارى و دادگسترى او كارها سر و سامان يافت .
او جاهائى را هم كه تصرفش براى ملك ظاهر دشوار بود ، به تصرف در آورد .
از جملهء اين نقاط تل باشر بود كه ملك ظاهر نمىتوانست بر آن دست يازد و پس از درگذشت صاحبش ، كيكاوس ، فرمانرواى روم ، چنان كه ما به خواست خداى بزرگ در جاى خود ذكر خواهيم كرد ، تل باشر به دست شهاب الدين افتاد .
براى ملوك و فرزندان ملوك چه زشت است كه چنين مرد بيگانهء تنهائى رفتارش از رفتار ايشان بهتر باشد و بيشتر از آنان از اموال مردم چشم بپوشد و به نيكوكارى نيز نزديكتر از ايشان باشد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣