تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
« ما و شما از يك نژاد هستيم ولى اين آلان‌ها از شما نيستند كه ايشان را يارى مىدهيد . دين شما هم مانند دين ايشان نيست . ولى ما با شما عهد مىكنيم كه به كار شما كارى نداشته باشيم . از اموال و پوشاك نيز هر چه بخواهيد براى شما مىآوريم به شرط اين كه خود را كنار بكشيد و در كار ما و آلان‌ها دخالت نكنيد . » قرار شد كه مقدارى پول و پوشاك و غيره به قبچاق‌ها بدهند و بر طبق اين قرار ، همه را به ايشان دادند . بدين گونه قبچاق‌ها از آلان‌ها جدا شدند . آنگاه مغولان به آلان‌ها كه تنها شده بودند حمله بردند و بسيارى از ايشان را كشتند و اموالشان را به يغما بردند و زنان و كودكانشان را نيز اسير كردند . سپس به سر وقت قبچاق‌ها رفتند . قبچاق‌ها در اين هنگام همه با خاطر آسوده به هر سو پراكنده شده بودند چون گمان مىبردند كه با مغولان صلح كرده‌اند و ديگر از اين بابت دردسرى نخواهند داشت . از اين‌رو ، هنگامى خبر هجوم مغولان را شنيدند كه به سرزمين ايشان راه يافته و در شهرهاى ايشان داخل شده بودند . با اين نيرنگ مغولان چون در يك بار حريف دو دشمن نمىشدند ، يكى را نخست و ديگرى را بعد از پاى در آوردند . پس از دست يافتن بر قبچاق‌ها چند برابر آنچه به ايشان داده بودند ، از ايشان پس گرفتند . كسانى كه خانه‌هاشان از سرزمين قبچاق‌ها دور بود ، همين كه خبر حملات مغولان را شنيدند بىآنكه بجنگند گريختند و دور