« ما و شما از يك نژاد هستيم ولى اين آلانها از شما نيستند كه ايشان را يارى مىدهيد . دين شما هم مانند دين ايشان نيست . ولى ما با شما عهد مىكنيم كه به كار شما كارى نداشته باشيم . از اموال و پوشاك نيز هر چه بخواهيد براى شما مىآوريم به شرط اين كه خود را كنار بكشيد و در كار ما و آلانها دخالت نكنيد . »
قرار شد كه مقدارى پول و پوشاك و غيره به قبچاقها بدهند و بر طبق اين قرار ، همه را به ايشان دادند .
بدين گونه قبچاقها از آلانها جدا شدند .
آنگاه مغولان به آلانها كه تنها شده بودند حمله بردند و بسيارى از ايشان را كشتند و اموالشان را به يغما بردند و زنان و كودكانشان را نيز اسير كردند .
سپس به سر وقت قبچاقها رفتند .
قبچاقها در اين هنگام همه با خاطر آسوده به هر سو پراكنده شده بودند چون گمان مىبردند كه با مغولان صلح كردهاند و ديگر از اين بابت دردسرى نخواهند داشت .
از اينرو ، هنگامى خبر هجوم مغولان را شنيدند كه به سرزمين ايشان راه يافته و در شهرهاى ايشان داخل شده بودند .
با اين نيرنگ مغولان چون در يك بار حريف دو دشمن نمىشدند ، يكى را نخست و ديگرى را بعد از پاى در آوردند .
پس از دست يافتن بر قبچاقها چند برابر آنچه به ايشان داده بودند ، از ايشان پس گرفتند .
كسانى كه خانههاشان از سرزمين قبچاقها دور بود ، همين كه خبر حملات مغولان را شنيدند بىآنكه بجنگند گريختند و دور
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٨