رؤسا و احبار و مقدّمان كافراناند كه در كفر متمرّد باشند ، چون شياطين وحى مىكنند به اولياى خود ، يعنى اشارت مىكنند به اتباع خود و ايشان را مىفرمايند تا با مسلمانان مخاصمه كنند در استحلال ميته و مردار .
حسن بصرى گفت : مجادله با مسلمانان ( 1 ) در معنى آن كردند كه گفتند ، آنچه خداى كشته باشد خوردن آن اوليتر باشد كه آنچه ما كشته باشيم . عكرمه گفت : مراد به شياطين ، گبركان ( 2 ) فارساند كه اشاره مىكردند بر مشركان عرب به مجادلهء مسلمانان .
عبد اللَّه عبّاس گفت و قتاده : مراد به شياطين ديواناند ، وحى مىكنند يعنى وسوسه مىكنند اوليا و دوستان خود را از اهل كتاب و مشركان عرب تا با مسلمانان جدال كنند ، و بعضى دگر گفتند : آنان كه در اين معنى مجادله كردند با رسول - عليه السّلام - جماعتى جهودان بودند ، آنگه مسلمانان را گفت : اگر شما طاعت ايشان دارى ( 3 ) در اين جز اين مشرك باشى ( 4 ) براى آن كه آن كس كه استحلال مردار كند و آن را حلال دارد به اجماع كافر باشد ( 5 ) ، و هر كه مردار خورد و حلال ندارد در حال اختيار فاسق باشد .
و عطا گفت : اين آيت مختص است به ذبايحى كه ايشان در جاهليّت كشتندى براى اصنام ، و بعضى دگر گفتند : مخصوص است به مردار ، و آنچه معتمد است آن است كه : عام است در هر ذبيحهاى كه مسلمانان كشند و بر آن نام خداى نبرند به قصد .
* ( أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً ) * ، مدنيان خواندند و يعقوب : « ميّتا » به تشديد ، و باقى قرّاء به تخفيف . ابو عبيده گفت : [ 110 - ر ] معنى يكى باشد در تثقيل و تخفيف ، و اصل به تثقيل بوده است ، آنگه تخفيف كردند ، و قال الغسّانيّ و جمع بين اللَّغتين ( 6 ) :
ليس من مات فاستراح به ميت
انّما الميّت ميّت الاحياء
هامش
( 1 ) . مج : مسلمان .
( 2 ) . مج ، وز : كنيزكان .
( 3 ) . آج ، لب : داريد .
( 4 ) . آج ، لب : باشيد .
( 5 ) . مج ، وز : شد .
( 6 ) . مج ، وز شعر .