كشف كند و برگشايد آنچه شما او را براى آن خوانده باشى ( 1 ) [ 71 - ر ] و دعا كرده از ضروب بلا ( 2 ) اگر خواهد كه كشف كند و مصلحت در آن داند . * ( وَتَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ ) * ، در چنان حال معبودان خود را كه به انباز ( 3 ) او كرده فراموش كنيد ، حق تعالى اين ملامتى است كه كرد كافران را ( 4 ) بر سبيل تنبيه ايشان بر آن كه در عبادت اصنام مخطىاند آنگه گفت :
* ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ ) * ، ما ( 5 ) پيش از تو پيغامبران فرستاديم ( 6 ) به امّتان تا ايشان را دعوت كنند و با راه ( 7 ) من خوانند و ما ايشان را بگرفتيم چون فرمان پيغمبران فرا ( 8 ) نبردند و در ايشان عصيان كردند به بأساء ، يعنى شدّت ( 9 ) و سختى و ضرّاء به مضرّت . بعضى دگر گفتند : بأساء گرسنگى و قحط بود ، و ضرّاء نقصان مال و نفس . بعضى دگر گفتند : بأساء خوف بود و ضرّاء درويشى بود . * ( لَعَلَّهُمْ ) * ، تا باشد كه ايشان تضرّع كنند و لابه نمايند در من .
مفسّران گفتند : « لعلّ » را معنى لكى ( 10 ) باشد تا چنين كنند ، و زجّاج گفت : ترجّى بر اصل خود است ، و لكن راجع است با بندگان نه با خداى تعالى ، نبينى كه در حقّ فرعون با موسى و هارون چه گفت : لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ( 11 ) ، يعنى بر اين اميد بر وى ( 12 ) كه او متذكّر شود و بترسد چه اگر اين اميد ندارند ايشان را داعى نبود به رفتن .
* ( فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا ) * ، المعنى فهلَّا تضرّعوا اذ جاءهم بأسنا ، چرا تضرّع نكردند ( 13 ) چون عذاب ما به ايشان آمد ، آنگه گفت و لكن دلهاشان سخت شده است و
هامش
( 1 ) . آف ، لت : باشيد .
( 2 ) . مج ، وز ، مت : ضروبلا .
( 3 ) . مج ، وز ، مت : به ابعاد ، آن : انبازان .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، مر مشركان .
( 5 ) . مج ، وز ، مت : من .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : فرستادهام .
( 7 ) . آج ، لب : اراده .
( 8 ) . مج ، وز ، مت : ما .
( 9 ) . مج ، وز ، مت : بشدّت .
( 10 ) . اساس ، آف ، لت ، مر : لكن ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 11 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 44 .
( 12 ) . مج ، وز ، مت : اميد بردى ، مر : اميد برويد .
( 13 ) . مج ، مت ولايت ، وز : لابه .