ندا ، و التّقدير و اللَّه [ يا ] ( 1 ) ربّنا و اين وجه قريبتر است و وجهى دگر آن است كه و اللَّه اعني ربّنا به تقدير فعلى مضمر و « ربّنا » فصل باشد بين القسم و المقسم عليه .
و معنى آيت آن است كه چون خداى تعالى ذكر مشركان كرد و افتتان ايشان به شركشان و اقامت اصرارشان ( 2 ) بر آن گفت محمول ( 3 ) اين همه جز آن نبود كه تبرّا كردند از كفر و شرك خود و گفتند و اللَّه ربّنا ما كنّا مشركين [ يعنى با اين هم ( 4 ) چنين فتنه بودند بر كفر عاقبت آن بود كه تبرا كردند از او و گفتند يعنى فتنه اعتذار است اينجا يعنى لم تكن معذرتهم الَّا ان قالوا ، بيش از اين عذر نداشتند كه گفتند و اللَّه ربّنا ما كنّا مشركين . ] ( 5 )
بيان كرديم كه اصل فتنه اختبار باشد ، اگر گويند مذهب شما آن است كه اهل آخرت ملجأ باشند به ترك قبايح و از ايشان قبيح در وجود نيايد كه ( 6 ) آن جا معارف ضرورى باشد و ايشان بضرورت دانند كه اگر محاولهء ( 7 ) آن كنند . حيل بينهم و بين ذلك ، دگر آن كه ثواب و عقاب و ( 8 ) بهشت و دوزخ در برابر باشد و به هر يكى از آن عاقل ملجأ شود به فعل واجب و ترك قبيح . پس چون است كه در اين آيت از ايشان حكايت كرد كه ايشان جحود كنند و انكار ( 9 ) خود را و بر آن سوگند خورند تا خداى از ايشان باز گويد : * ( انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * ، جواب گوييم در اين چند وجه گفتند : يكى آن كه ابو القاسم بلخيّ گفت : اين جماعت دروغ گويند بر خويشتن بر حقيقت ( 10 ) و لكن ندانند كه آن كه ( 11 ) مىگويند دروغ است ( 12 ) ، براى آن كه پندارند كه ايشان در آن گفتار صادقاند كه ايشان به اعتقاد و ظنّ و يقين ( 13 ) خود مشرك نباشند چون
هامش
( 1 ) . اساس ، مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، بم ، مل : آف ، لت ، آن : ندارد ، با توجه به مر افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، مت : اضرار .
( 3 ) . وز ، مت ، مر : محصول .
( 4 ) . وز ، آج ، لب ، لت ، مر : همه .
( 5 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز ، مت ، لت : از آن جا كه .
( 7 ) . مج ، مت ، لت ، آن : مجادله .
( 8 ) . وز : بر .
( 9 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مل شرك .
( 10 ) . آج ، لب : به حقيقت .
( 11 ) . آج ، لب : آنچه .
( 12 ) . آج ، لب از .
( 13 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت : بر نفس .