كه ( 1 ) پس ( 2 ) ايشانند تا به دامن قيامت به قرآن مكلَّفند و مخاطبند و اگر چه از روى ظاهر خطاب به ( 3 ) اهل عصر رسول تعلَّق داشت . * ( أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ ) * آنگه گفت : شما مىگويى ( 4 ) و گواهى مىدهى ( 5 ) كه با خداى تعالى خدايانند دگر ، رسول - عليه السّلام - گفت :
بلَّغوا عنّى و لو اية
از من برسانى ( 6 ) و اگر همه آيتى باشد و هر كس ( 7 ) كه آيتى از قرآن به او رسد فرمان خداى به او رسيده باشد .
حسن بن صالح گفت : مجاهد را پرسيدند كه كس هست كه دعوت رسول به او نرسيده باشد ( 8 ) ؟ گفت : هر كجا قرآن رسيده باشد دعوت رسيده باشد ، و قرآن در خود نذير است . آنگه اين آيت برخواند . مقاتل گفت : هر كس كه قرآن به او رسيد ( 9 ) اعذار و انذار به او رسيد ( 10 ) .
محمّد بن كعب القرظىّ گفت : هر كس كه قرآن به او رسيد همچنان باشد كه رسول را - عليه السّلام - ديده و از او شنيده . آنگه گفت : شما گواهى مىدهى ( 11 ) كه با خداى تعالى خدايانند ، و براى آن « اخرى » گفت و آخرين نگفت كه آن را صفت جمع كرد و جمع مؤنّث باشد ، و مثله قوله : وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى ( 12 ) ، و قوله : فَما بالُ الْقُرُونِ الأُولى ( 13 ) . آنگه گفت : بگو كه من اين گواهى نمىدهم و بگوى كه خدا يكى است و جز يكى نيست و نيز بگو كه من بيزارم از آنچه شما او ( 14 ) را به انباز او كردهايد .
* ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * ، تا به اين جا از اوّل سوره احتجاج است بر مشركان از اين جا حديث اهل كتاب آغاز كرد و آن جهودان و ترساياناند و مراد به « كتاب » تورات و انجيل است ، گفت : آنان كه ايشان را كتاب داديم ( 15 ) . * ( يَعْرِفُونَه ) * ، مىشناسند
هامش
( 1 ) . آج ، لب از .
( 2 ) . آف پس .
( 3 ) . مج ، وز ، لت ، مت ، مر : با .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لب ، مل ، آف ، آن ، مر : مىگوييد .
( 5 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مل آف ، آن ، مر : مىدهيد .
( 6 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، آف ، مر : برسانيد .
( 7 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر را .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، رسيده است .
( 9 ) . لب : رسد .
( 10 ) . لت ، مر : رسيده .
( 11 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف ، لت ، آن ، مر : مىدهيد .
( 12 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 180 .
( 13 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 51 .
( 14 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت ، مر : آن .
( 15 ) . مل ، لت : دادم .