نوشته است ، يعنى حكم كرده است به آن بر خود و واجب گردانيده . و مراد به « نفس » در حقّ خداى تعالى ذات او باشد . و اين عبارت است از آن كه آن جا واسطه در ميان خدا و بنده نيست . چون خواهد كه بر بنده رحمت كند و اين لفظ استعطاف كرد بندگان را و استمالت تا به طاعت او نزديك شوند و روى با درگاه او نهند .
ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : خداى تعالى نوشتهاى نوشت از بالاى عرش و آن اين است كه :
انّ رحمتى سبقت غضبى .
عمر خطَّاب از كعب الأحبار پرسيد كه : اوّل چيزى كه خداى تعالى نوشت چه نوشت ؟ گفت : كتابى نوشت نه به قلم و مداد ( 1 ) ، بل به زبرجد و لؤلؤ و ياقوت كه ( 2 ) :
انّي انا اللَّه لا إله الَّا انا سبقت رحمتى غضبى .
سلمان فارسى ( 3 ) - رحمه اللَّه - روايت كرد كه خداى را - جلّ جلاله - صد جزء رحمت است ( 4 ) : يكى از آن ميان بر اهل ( 5 ) دنيا ( 6 ) قسمت كرد بر جنّ ( 7 ) و انس و فرشته و وحوش و طيور هر چه ميان ايشان رفته ( 8 ) است و رحمت و شفقت ، همه از آن يك جزو رحمت است چون روز قيامت باشد آن يك جزو رحمت پراكنده را ضم كند با ديگران و جمله بر سر گناهكاران بدارد و ايشان را به رحمت بيامرزد قوله : * ( لَيَجْمَعَنَّكُمْ ) * ، « لام » جواب قسمى محذوف است و تقدير آن كه : و اللَّه ليجمعنّكم ، اين « لام » و اين « نون » مشدّد براى آن تأكيد است و در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه در كلام تقديم و تأخيرى هست و معنى آن كه : ليجمعنّكم يوم القيمة الى الَّذين خسروا انفسهم ، يعنى جمع كنم روز قيامت ميان شما و ايشان و جمع كنم ، ميان اوّل و آخر كفّار تا به هم مجتمع شوند براى روزى كه در آن روز ريبى و شكّى نيست ، و قول دوم
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : كتابتى نوشت به قلم و مداد .
( 2 ) . مج ، مت ، وز فى .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت : پارسى .
( 4 ) . وز چون .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، مر : ميان اهل .
( 6 ) . مل را .
( 7 ) . آن و يكى .
( 8 ) . اساس ، مل : رقت ، با توجّه به وز ، مج تصحيح شد ، آف ، رأفت .