قرآن نحو ( 1 ) قوله : وَنادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ ( 2 ) ، وَنادى أَصْحابُ الأَعْرافِ ( 3 ) ، و بر عكس مستقبل گويند و مراد ماضى چنان كه ( 4 ) گفت : ( 5 )
فاذا مررت بقبره فانحر به
خوص الرّكاب و كلّ طرف سابح
و انضح جوانب قبره بدمائها
فلقد يكون اخادم و ذبائح
اى لقد كان . اگر گويند : شايد كه خداى [ 54 - ر ] تعالى ملامت كند عيسى را - عليه السّلام - به چيزى كه او را در آن گناه نبود ، و غرض در اين استفهام و تقرير چه باشد ، و خداى تعالى دانست كه عيسى - عليه السّلام - اين نگفته باشد ؟ جواب آن است كه گوييم : اين صورت استفهام است و مراد تقريع و توبيخ آن قوم ( 6 ) كه اين اعتقاد كرده بودند ، و اين چنان باشد كه يكى از ما گويد كسى را كه : تويى كه فلان كار كردى ، كارى كه داند كه او نكرده است ، به حضور آن كس كه دعوى كند و حواله كند آن كار بر او و غرضش تكذيب او باشد .
جوابى ( 7 ) ديگر از اين سؤال آن است كه : عيسى - عليه السّلام - بىخبر بود از آن كه ترسايان ( 8 ) در حقّ او و مادر او گفتند از پس او ، خداى تعالى اين بگفت به صورت استفهام و مراد اعلام عيسى ( 9 ) تا او بداند كه قوم او از پس او در او چه محال گفتند .
عيسى - عليه السّلام - جواب دهد : سبحانك ، منزّهى و دور از عيب ( 10 ) مرا نباشد كه چيزى گويم كه حقّ من نباشد اگر من گفته بودمى تو دانستى كه گفتهء من است ( 11 ) ، براى آن كه آنچه در نفس من است تو دانى و آنچه در نفس توست ( 12 ) من ندانم .
بدان كه لفظ « نفس » در لغت منقسم ( 13 ) بود بر اقسامى ( 14 ) مختلف : نفس نفس آدمى باشد و جز آن از حيوان و آن به معنى روح و حيات و مهجه ( 15 ) بود چون آن باطل
هامش
( 1 ) . لت : نيز آمده است .
( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 44 .
( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 48 .
( 4 ) . لت شاعر .
( 5 ) . مج ، وز ، مت شعر .
( 6 ) . لت را .
( 7 ) . آج ، لب : جواب .
( 8 ) . اساس ، بم : درسايان / ترسايان .
( 9 ) . آج ، لب ، لت بود .
( 10 ) . آن : غيب .
( 11 ) . مر * ( تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ ) * .
( 12 ) . اساس تست .
( 13 ) . مت ، آن : مستقيم .
( 14 ) . آج ، لب : اقسام .
( 15 ) . مج ، بم ، آن : بهجت .