كه راجع باشد با قسم كه سوگند است يعنى ما اين سوگند به عوض آن چيزى اندك كه بر ما دعوى مىكنند نخواهيم كردن ، و شايد ( 1 ) كه راجع باشد [ 47 - ر ] با چيزى متعلَّق به شهادت يعنى بتحريف شهادتنا عن وجهها ، براى آن « به » ، گفت : « بها » نگفت كه حذف مضافى تقدير كرد .
و قوله : * ( لا نَشْتَرِي بِه ثَمَناً ) * ، در او دو وجه گفتند : يكى آن كه مراد به « اشتراء » معاوضه است براى آن كه در بيع و شرى به معنى معاوضه باشد ، يعنى ما سوگند را و ( 2 ) تحريف شهادت خود برابر متاع اندك ننهيم . و وجه ديگر آن كه مراد آن است كه :
* ( لا نَشْتَرِي بِه ثَمَناً ) * ، أى ذا ثمن ، براى آن كه بها نخرند ، متاع ( 3 ) به بها خرند ، يعنى تحريم ( 4 ) چيزى كه آن را بهاى اندك باشد ، يعنى حطام دنيا و متاع او كه اندك است به سوگند به تحريم ( 5 ) ، و كذلك قوله : اشْتَرَوْا بِآياتِ اللَّه ثَمَناً قَلِيلًا ( 6 ) ، اى ذا ثمن ، أى متاعا ذا ثمن قليل ، و اين وجهى غريب است و لطيف ، در اين آيت و در هر آيت كه اين لفظ آيد در او .
* ( وَلَوْ كانَ ذا قُرْبى ) * ، و اگر چه مشهود له آن را كه براى او گواى ( 7 ) مىدهيم خويشى نزديك باشد ، و تخصيص « ذو القربى » ( 8 ) ، براى آن كرد كه ميل مردم به او باشد .
* ( وَلا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّه ) * ، و گواهى خدا پنهان باز نكنيم ، و وجه اضافهء شهادت با خداى تعالى از آن جاست كه از فرمان اوست و نهاد شرع او ، و شايد كه اضافه به معنى « لام » بود ، أى شهادة للَّه ، و « لام » اختصاص را باشد و معنى راجع با آن كه اوّل گفتيم ، و شعبي در شاذّ خواند : * ( وَلا نَكْتُمُ شَهادَةَ ) * ، بتنوين اللَّه ، به جرّ على تقدير و اللَّه به حذف حرف قسم ، و ما هيچ گواى ( 9 ) پنهان باز نكنيم به حق خداى ، و پس از اين در كلام محذوفى است و تقدير آن است كه : فانّا ان كتمناها ، انا اذا اذا لمن الاثمين ، چه اگر گواهى پنهان كنيم از جملهء بزهكاران باشيم . و ابو جعفر خواند به
هامش
( 1 ) . بم ، آف ، نشايد ، آن : بنشايد .
( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت : سوگند او .
( 3 ) . لت : متاعى .
( 4 ) . لت : نخريم .
( 5 ) . لت : بنخريم .
( 6 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 9 .
( 9 - 7 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، لت ، مر : گواهى .
( 8 ) . مج ، مر : ذا قربى .