باشد آنچه بر او لازم بود به منا كشد و اگر به عمره محرم باشد ( 1 ) به مكّه كشد و جزاء صيد بر عالم و جاهل لازم و واجب باشد و اگر عمد كند با لزوم جزا مأثوم و بزهكار باشد ، اگر بخطا رود از او بر او اثم نباشد ( 2 ) اگر كشنده آزاد باشد جزا بر او بود [ 39 - ر ] و اگر بنده ( 3 ) باشد بر سيّدش باشد ( 4 ) و كوچك را بر او كفّارت نبود و بر بزرگ كفّارت بود و پشيمان را به توبه و پشيمانى عقاب آخرت ساقط شود ، و مصرّ را در آخرت عقاب باشد و مبتدى ( 5 ) را بر او كفّارت بود و معيد را خداى تعالى انتقام كشد .
مأمون گفت : احسنت يا ابا جعفر ! احسن اللَّه جزاك ( 6 ) تو نيز نشاط ( 7 ) كنى ( 8 ) كه ( 9 ) از قاضى مسأله بپرسى . ابو جعفر - عليه السّلام - گفت ( 10 ) : روا باشد يحيى أكثم گفت :
بپرس ، اگر دانم بگويم و اگر ندانم فايده گيرم از تو ، گفت : چه گويى در مردى كه بامداد در زنى نگرد بر او حرام باشد چاشتگاه بر او حلال بود ، نماز پيشين حرام بود نماز ديگر بر او حلال شود ، نماز شام بر او حرام بود نماز خفتن بر او حلال بود ، نيم شب بر او حرام بود ، چون صبح برآيد بر او حلال بود . يحيى أكثم گفت : من اين مسأله ندانم و راه نبرم به او ، اگر كرم كنى ( 11 ) ما را فايده دهى . گفت : اين زن ( 12 ) پرستارى باشد از آن كسى ، مرد اجنبى در او نگرد نظرش در او حرام بود چاشتگاه بخرد او را ، حلال شود بر او ، نماز پيشين آزادش كند بر او حرام شود ، نماز ديگر بر او نكاح بندد حلال شود بر او ، نماز شام ظهار كند از او بر او حرام شود ، نماز خفتن بردهاى آزاد كند بر او حلال شود ، نيم شب طلاقش دهد بر او حرام شود ، صبح برآيد رجعت كند بر او حلال شود .
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر آنچه بر او لازم باشد .
( 2 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت ، مر و .
( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : برده .
( 4 ) . آج ، مت ، وز ، لت ، مر ، بود .
( 5 ) . اساس ، بم ، آف : مبتد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آج ، لب : جزاك اللَّه .
( 7 ) . آج ، لب ، لت : نشاطى .
( 8 ) . مج ، مت : نكنى .
( 9 ) . آج ، لب : اگر .
( 10 ) . آج ، لب : گفت عليه السّلام .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز بم و .
( 12 ) . آج ، لب : ندارد .