كنيزك ( 1 ) به امّ ( 2 ) حبيبه فرستاد . چون او زر پيش امّ حبيبه برد او از آن جا پنجاه دينار برگرفت و به ابرهه ( 3 ) داد ، كنيزك گفت : پادشاه مرا فرموده ( 4 ) است كه هيچ نستانم از تو و آن نيز كه فرا گرفتهام ( 5 ) با تو دهم و آن عقد كه از او گرفته بود و آن پنجاه دينار به او باز داد و او را گفت : بدان كه من خدمتكار خاصّ ملكم و جامهدار اويم و از من به او نزديكتر كس نباشد من ايمان دارم به خداى تعالى و نبوّت محمّد مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و آله - و به آنچه به او فرستاده است ( 6 ) و التماس من از تو آن است كه چون به رسول خداى رسى ، سلام و تحيّت من به او برسانى ( 7 ) . او گفت : منّت دارم . آنگه نجاشى زنان خود را فرمود تا بيامدند و امّ حبيبه را تهنيت كردند و هديّهها آوردند از طيب و انواع چيزها و آنگه دو كشتى بساخت و امّ حبيبه را با جعفر بن ابي طالب و جماعتى صحابهء رسول كه آن جا مانده بودند گسيل كرد و ايشان بيامدند و دريا بگذاشتند ( 8 ) و به خشك آمدند تا به مدينه رسيدند و رسول - عليه السّلام - در آن وقت به غزات خيبر بود ، اتّفاق چنان افتاد ( 9 ) كه چون جعفر بن ابى طالب - رحمة اللَّه عليهما - برسيد ، امير المؤمنين على - عليه السّلام - در آن وقت به غزات خيبر بود و خيبر گشاده بود و آن فتح خداى تعالى ( 10 ) بر آورده ( 11 ) . مرد آمد و بشارت آورد رسول را - عليه السّلام - به فتح ، خيبر و از آن راه ، ديگرى آمد و بشارت آورد رسول [ را ] ( 12 ) به قدوم جعفر . رسول - عليه السّلام - گفت :
[ فرحتان لا ادري بايّهما اسرّ ] ( 13 ) بفتح خيبر ام بقدوم جعفر ،
دو خرّمى است كه نمىدانم كه به كدام ( 14 ) خرّمتر باشم به فتح خيبر يا به آمدن جعفر ؟ ندانم ( 15 ) به اثر دست اين برادر
هامش
( 1 ) . بم ، آف : ابرهه نام .
( 2 ) . آف : نزد .
( 3 ) . آج ، لب : كنيزك .
( 4 ) . آج ، لب : گفته .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت : ها گرفتهام .
( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : فرستادهاند .
( 7 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، لت ، مر : رسانى .
( 8 ) . اساس ، آن : بگزاشتند ، با توجه به مج تصحيح شد .
( 9 ) . مج ، مت ، وز : فتاد .
( 10 ) . مج ، مت ، وز ، لت بر دست .
( 11 ) . آج ، لب بود .
( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت را .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . اساس ، لت : كزام ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 15 ) . مج ، مت ، وز تا ، لت ، آن يا .