كه به فرمان من . پس چو حكم هر دو [ امر يكى باشد ، حكم هر دو طاعت كه ] ( 1 ) امتثال امر است يكى باشد .
گفتند سبب نزول آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السّلام - گفت :
من اطاعني فقد اطاع اللَّه و من عصاني فقد عصى اللَّه
، هر كه طاعت من دارد طاعت خداى داشته بود ، و هر كه در من عاصى شود در خداى عاصى شده باشد ، منافقان گفتند : همانا اين مرد مىخواهد تا ما او را پرستيم و به خدائى او اقرار دهيم چنان كه ترسايان كردند با عيسى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر ايشان ، گفت : هم چنان است كه او گفت طاعت او طاعت من است ، هر كه فرمان او برد فرمان من برده باشد .
* ( وَمَنْ تَوَلَّى ) * ، و هر كه پشت بر فرمان او كند و اعراض و عدول كند ، * ( فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ) * ما تو را به محافظت او نفرستاديم ، كار تو بيشتر از تبليغ نيست ، حافظ و رقيب و محاسب اعمال ايشان منم .
و در معنى او چند قول گفتند : يكى آن كه تو نگاهبان ايشان نه اى تا برنگردند كه اين نه تكليف تو است ، دگر آن كه تو نگاهبان اعمال ايشان نهاى براى جزا كه جزاى آن به دست تو نيست . دگر آن كه گفتند : تو مسلَّط نهاى برايشان ، چه كار تو جز تبليغ رسالت نيست ، و مثله قوله : لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ( 2 ) ، أى بمسلَّط . و بعضى مفسّران گفتند : حكم اين آيت منسوخ است به آية السّيف بل رسول - عليه السّلام - پس از امر به جهاد مسلَّط است بر ايشان تا اگر ايمان نيارند ايشان را گردن بزند .
قوله : * ( وَيَقُولُونَ طاعَةٌ ) * ، در رفع او دو وجه گفتند : يكى آن كه خبر مبتداست محذوف ، يعنى أمرك طاعة ، و يك قول آن كه : مبتداست و خبر محذوف ، يعنى منّا طاعة لك ، چنان كه گفت : قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ ( 3 ) ، و قوله : فَأَوْلى لَهُمْ ، طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ( 4 ) .
خلاف كردند در آن كه آنان كه اين گفتند كه بودند ؟ بعضى گفتند : منافقان
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . سورهء غاشيه ( 88 ) آيهء 22 .
( 3 ) . سورهء نور ( 24 ) آيهء 53 .
( 4 ) . سورهء محمد ( 47 ) آيهء 19 و 20 .