هر كه شفاعتى كند نيكو ، باشد او را بهرى ( 1 ) از آن ، و هر كه شفاعتى كند بد ، باشد او را بهره از آن ، و خداى بر همه چيزى تواناست .
و چون تحيّت كنند شما را به سلام ( 2 ) ، تحيّت كنيد نيكوتر از آن يا رد كنيد ، هم آن ( 3 ) كه خداى بر همه چيزى حساب كننده است .
خداى ، نيست بجز او ( 4 ) خداى گرد آرد ( 5 ) شما را به روز قيامت ، شك نيست در او و كيست كه راستتر گويد از خداى سخن .
چيست شما را كه در منافقان دو گروهى ( 6 ) ، و خداى باز پس افگند ايشان را به آنچه كرده بودند مىخواهيد تا راه دهيد آن را كه گمراه كند خداى ( 7 ) ؟ و هر كه گمراه كند خداى او را نيابى او را راهى .
تمنّا كردند كه كافر شويد شما چنان كه كافر شدند ايشان تا باشيد راست ، مگيريد از ايشان دوستان تا هجرت كنند در راه خداى ( 8 ) ، اگر برگردند بگيريد ايشان را و بكشيد ايشان را هر كجا يابيد ايشان را ، و مگيريد از ايشان دوستى و نه يارى .
هامش
( 1 ) . مت : بهره ، آج ، لب : بهرهاى .
( 2 ) . آج ، لب : سلامى .
( 3 ) . آج ، لب : بدرستى كه .
( 4 ) . تب : خداى آن است كه نيست خدايى جز او .
( 5 ) . تب : كرد كند .
( 6 ) . تب ، آج ، لب : دو گروهيد .
( 7 ) . تب او را .
( 8 ) . تب پس .